طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩١ - عدم دلالت رواِیات نهِی کننده از تماس و ارتباط با اهل کتاب، بر نجاست ذاتِی آنها
٤. و عنهم، عن أحمدَ، عن إسماعِیلَ بنِ مهرانَ، عن محمّدِ بنِ زِیادٍ، عن هارونَ بنِ خارِجةَ قال: «قلتُ لأبِیعبداللهِ علِیهالسّلام: إنِّی أُخالِطُ المجوسَ فآکُلُ مِن طعامهم؟ قال: ”لا.“»[١]
٥. و عن علِیِّ بنِ إبراهِیمَ، عن أبِیه، عن عبداللهِ بنِ المغِیرةِ، عن سعِیدِ الأعرَجِ قال: «سألتُ أباعبداللهِ علِیهالسّلام عن سُؤرِ الِیهودِیِّ و النّصرانِیِّ، فقال: ”لا.“»[٢]
در اِین رواِیات ـچنانچه ملاحظه مِیشودـ هِیچ شاهدِی بر نجاست ذاتِی اهلکتاب مشاهده نمِیشود. زِیرا راوِی سؤال خود را متمرکز بر جواز مؤاکله و همغذاشدن با اهلکتاب قرار داده است، نه بر نجاست ذاتِی آنان؛ و نهِی امام علِیهالسّلام چنانچه ممکن است بر اصل نجاست اهلکتاب مترتّب باشد، همچنِین ممکن است بر عدم طهارت عارضِی که از عدم اجتناب از خمر و لحم خنزِیر ناشِی مِیشود مترتّب گردد، چنانچه در رواِیات دسته اوّل ذکر گردِید. فبناءًعلِیهذا هِیچ ظهورِی در ناحِیۀ حرمتِ ناشِی از نجاست ذاتِی، منعقد نمِیگردد. و لولا رواِیات صرِیحه بر طهارت ذاتِی اهلکتاب، موقع، موقعِ جرِیان اصل و حکم به طهارت است.
همچنِین در هِیچِیک از اِین رواِیات، امام علِیهالسّلام نهِی خود را متأثّر از نجاست ذاتِی اهلکتاب قرار نداده، و صرفاً امر به اجتناب فرموده است؛ و اِین مسئله، اِیهام بر نجاست عَرضِی آنها را دارد.
[١]. وسائل الشِّیعة، ج ٣، ص ٤٢٠. ترجمه:
«هارون بن خارجه مِیگوِید: به امام صادق علِیهالسّلام عرض کردم: من با مجوسِیان رفت و آمد دارم، آِیا از غذاِی آنها تناول کنم؟ فرمود: ”خِیر.“» (محقّق)
[٢]. وسائل الشِّیعة، ج ٣، ص ٤٢١. ترجمه:
«سعِید أعرج مِیگوِید: از امام صادق علِیهالسّلام راجع به باقِیماندۀ آب ِیا غذاِی ِیهودِی و نصرانِی پرسِیدم، فرمود: ”خِیر.“» (محقّق)