طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٤ - رواِیاتِی دالّ بر مناظرة ائمّه علِیهم السّلام با کفّار و زنادقه در مساجد
روِی اِین اصل، چنانچه قبلاً راجع به اسکان رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم وَفد مشرکِین را در مسجدالنّبِی گذشت، و همچنِین شخص مشرک به رواِیت ابوهرِیره، و کذلک دخول مشرکِین حتِّی پس از نزول اِین آِیه در مسجدالحرام و اِیراد مباحثات کلامِیّه توسّط حضرات معصومِین علِیهمالسّلام با ملحدِین در مسجدالحرام، منحِیثالمجموع اِین ظهور را براِی مخاطبِین تداعِی مِیکند که: مقصود از نجاست، نجاست ظاهرِی نمِیباشد، بلکه کدورت باطنِی و نفسِی مراد است.
از جمله رواِیاتِی که دلالت دارد ائمّۀ معصومِین علِیهمالسّلام با کفّار و زنادقه در مساجد، بهخصوص در مسجدالحرام مِینشستند و مناظره مِیکردند:
١. رواِیتِی است که در اِحتجاج، جلد دوّم، صفحه ٣٣٤ چنِین آورده است:
عن هِشامِ بنِ الحَکَم قال: «کان زِندِیقٌ بمصرَ ِیبلُغُه عن أبِیعبدالله علِیهالسّلامُ عِلمٌ، فخَرَجَ إلِی المدِینةِ لِِیُناظِرَه، فلمِیُصادِفه بِها؛ و قِیل: ”هو بمکّةَ.“ فخَرَجَ إلِی مکّةَ ـو نحن مع أبِیعبدالله علِیهالسّلامُـ فانتَهِی إلِیه و هو فِی الطّوافِ، فَدَنا مِنهُ و سلّم. فقال له أبوعبدالله: ”ما اسمُکَ؟“ قالَ: ”عبدالمَلِک.“ قال: ”فما کُنِیَتُکَ؟“ قالَ: ”أبوعَبدِالله.“
قال أبوعبدِالله علِیه السّلام: ”فمَن ذا المَلِکُ الّذِی أنتَ عبدُه؛ أمِن مُلوکِ الأرضِ، أم مِن مُلوکِ السَّماءِ؟! و أخبِرنِی عن ابنِکَ، أعبدُ إلهِ السّماءِ أم عبدُ إلهِ الأرضِ؟!“ فسَکَتَ. فقال أبوعبدالله علِیهالسّلام: ”قُل!“ فسَکَتَ.
فقال: ”إذا فَرَغتُ من الطّوافِ فَأتِنا!“ فلمّا فَرَغَ أبوعبدالله علِیهالسّلام من الطّوافِ أتاهُ الزِّندِیقُ، فقَعَدَ بِین ِیَدَِیهِ و نحن مجتمِعونَ عنده؛ فقال أبوعبدالله علِیه السّلام ـإلخ.»[١]
[١]. ترجمه: «از هشام بن حکم رواِیت شده است که گفت: در مصر زندِیقِی مِیزِیست که علومِی از امام صادق علِیهالسّلام به او رسِیده بود، لذا از دِیار خود رهسپار مدِینه شد تا با آن حضرت مناظره کند؛ امّا آن حضرت را در مدِینه نِیافت، و به او گفته شد که: حضرت به مکّه مشرّف شدهاند. پس عازم مکّه شد. ما با امام صادق علِیهالسّلام بودِیم که او آن حضرت را در حال طواف ِیافت؛ پس *