طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٥ - رواِیاتِی دالّ بر مناظرة ائمّه علِیهم السّلام با کفّار و زنادقه در مساجد
٢. اِحتجاج، جلد ٢، صفحه ٣٥٤:
و عن حَفصِ بنِ غِیاثٍ، قال: «شَهِدتُ المسجدالحرام و ابنُأبِِیالعَوجاءِ ِیسألُ أباعبداللهِ علِیه السّلام عن قوله تعالِی: (كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ...).»[١]
٣. رواِیت اِرشاد، طبع آل البِیت، جلد ٢، صفحه ١٩٩:
أخبَرَنِی أبوالقاسمِ جعفرُ بنُ محمّد القمِّی ...، عن العبّاسِ بنِ عَمرِو الفُقَِیمِیّ: «إنّ ابنَأبِِیالعوجاءِ و ابنَطالوتَ و ابنَالأعمِی و ابنالمُقَفَّعِ فِی نَفَرٍ من الزَّنادقةِ کانوا مُجتَمعِینَ فِی المَوسمِ بِالمسجدِالحرامِ، و أبوعبداللهِ جعفرُ بنُ محمّدٍ علِیهما السّلام فِیه ـإلِی آخِرِ الحدِیثِ.»[٢]
٤. رواِیات و اخبارِی که دلالت بر مناظرات امِیرالمؤمنِین علِی علِیهالسّلام با اهلکتاب در مسجد مدِینه دارد. از جمله در کتاب بحارالانوار، جلد ١٠، از کتاب
[١]* نزدِیک شد و سلام کرد. حضرت فرمودند: ”اسمت چِیست؟“ گفت: ”عبدالملک.“ فرمودند: ”کنِیهات چِیست؟“ گفت: ”ابوعبدالله.“
امام صادق علِیهالسّلام فرمودند: ”اِین ملِک که تو بندۀ او هستِی، از ملوک زمِین است ِیا از ملوک آسمان؟! و نِیز از فرزندت به من خبر بده که بندۀ پروردگار آسمان است ِیا بندۀ پروردگار زمِین؟!“ او ساکت شد. پس امام صادق علِیهالسّلام دوباره فرمودند: ”بگو!“ باز سکوت کرد.
حضرت فرمودند: ”وقتِی از طواف فارغ شدم به نزد ما بِیا.“ هنگامِی که حضرت از طواف فارغ شدند، نزد حضرت آمد و در مقابل حضرت نشست و ما نِیز در اطراف حضرت جمع شده بودِیم؛ سپس حضرت فرمودند ـالخ.» (محقّق)
[٥٧]. سوره نساء (٤) آِیه ٥٦. ترجمه:
«از حفص بن غِیاث نقل شده است که گفت: ”در مسجدالحرام حاضر بودم که ابنأبِیالعوجاء از امام صادق علِیهالسّلام راجع به اِین آِیۀ شرِیفه سؤال مِیکرد: (هرگاه پوست بدن آنان بسوزد، پوست دِیگرِی جاِیگزِین آن مِیکنِیم که عذاب خداوند را بچشند.)“» (محقّق)
[٢]. ترجمه: «ابوالقاسم جعفر بن محمّد قمِّی از ... ، از عبّاس بن عَمرو فقِیمِی به من خبر داد که:
”ابنابِیالعوجاء و ابنطالوت و ابنالاعمِی و ابنمقفّع در جمعِی از زنادقه در موسم حج در مسجدالحرام با ِیکدِیگر جمع شده بودند و امام صادق علِیهالسّلام نِیز در مسجدالحرام حضور داشتند.“ ـ الِی آخر الحدِیث.» (محقّق)