طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٢ - کِیفِیّت دلالت رواِیات بر طهارت ذاتِی اهل کتاب، با وجود نجاست عرضِی آنها
فِیرُدُّه علِیَّ، فأغسلُهُ قبلَ أن أُصلِِّیَ فِیه؟ فقال أبوعبداللهِ علِیهالسّلام: ”صَلِّ فِیه و لاتَغسِلهُ من أجلِ ذلکَ؛ فإنّکَ أعَرتَهُ إِیّاهُ و هو طاهرٌ، و لمتستَِیقنْ أنّه نجَّسَه، فلابَأسَ أنتُصلِِّیَ فِیه حتِّی تَستِیقِنَ أنّه نجَّسَه.“»[١]
در اِین رواِیت گرچه مفاد، تصرِیح بر طهارت ـمانند رواِیت سابقـ نِیست، الاّ اِینکه ظهور در طهارت اهلکتاب به دو وجه قوِی مِینماِید:
اوّل اِینکه: بر حسب استعمال متعارفِ لباس و اقتراب با رطوبت بدن و ِیا رطوبت خارجِی، اگر نگوِیِیم قطعاً تماس مُسرِی با بدن کتابِی حاصل مِیشود، لاأقلّ ظنّ غالبِ رافع اصل در اِینجا محقّق مِیباشد. چهاِینکه همانطور که مرجَّح است، جرِیان اصل در صورت احتمال تبدّل موضوع، تا جاِیِی محکَّم است که ظنّ متآخِم به علم ـکه همان علم عادِی عرفِی استـ در بِین نباشد؛ و إلاّ از جرِیان اصلْ ممانعت مِیکند. کما حُقِّقَ فِی محلّه.
دوّم اِینکه: راوِی با وجودِی که علم به احراز مورد در خصوص اهلکتاب دارد، سؤال از امام را دربارۀ اکل خنزِیر و شرب خمر قرار داده است؛ و عدم سؤال از نجاست ذاتِی اهلکتاب، ناشِی از ارتکاز مسلمِین بر عدم نجاست ذاتِی آنها بوده است.
١١. محمّد بنُ ِیعقوبَ، عن محمّد بنِ ِیحِیِی، عن أحمدَ بنِ محمّدٍ، عنِ ابنِمحبوبٍ، عنِ العَلاءِ بنِ رَزِینٍ، عن محمّدِ بنِ مسلِمٍ قال: «سَألتُ أباجعفرٍ علِیهالسّلام
[١]. وسائل الشِّیعة، ج ٣، ص ٥٢١. ترجمه:
«عبدالله بن سنان مِیگوِید: پدرم از امام صادق علِیهالسّلام درحالِیکه من نِیز حاضر بودم، پرسِید: من لباسم را به شخص ذمِّی عارِیه مِیدهم و مِیدانم که شراب مِینوشد و گوشت خوک مِیخورد. او پس از مدّتِی لباس را به من برمِیگرداند؛ آِیا قبل از اِینکه در آن نماز بخوانم آن را بشوِیم؟
حضرت فرمودند: ”در آن لباس نماز بخوان، و به خاطر اِینکه به ذمِّی امانت دادِی آن را نشوِی. چراکه وقتِی تو لباس را به او امانت دادِی، طاهر بود و ِیقِین ندارِی که او آن را نجس کرده باشد؛ پس تا وقتِی ِیقِین نکردِی که او آن را نجس کرده است، اشکالِی ندارد در آن لباس نماز بخوانِی.“» (محقّق)