طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٧ - عدم تمامِیّت استدلال فقها بر عدم طهارت اهل کتاب با استناد به رواِیات «حبوب»
نظِیر اِین رواِیت قبلاً ذکر شد، و همچنِین کِیفِیّت استدلال بر طهارت اهلکتاب نِیز بِیان شد.
٢٠. سبطُ الطَّبرِسِیِّ فِی مشکاةِ الأنوارِ، نقلًا من کتابِ المحاسنِ للبرقِیِّ، عن معاوِیةَ بنِ وهبٍ، عن زکرِیّا بنِ إبراهِیمَ قال: «کُنتُ نصرانِیًّا فأسلَمتُ و حَجَجتُ، فدَخلتُ علِی أبِیعبداللهِ علِیهالسّلام و قلتُ له: إنِّی کُنتُ من النّصرانِیّةِ و إنِّی أسلَمتُ. ـ إلِی أن قال ـ : ثمّ قال علِیهالسّلام: ”اللَهُمَّ اهْدِهِ! (ثلاثًا) سَل عمّا شِئتَ ِیا بُنَِیّ!“
فقُلتُ: إنّ أُمِِّی و أهلَ بِیتِی علَِی النّصرانِیّةِ، و أُمِِّی مکفوفةُ البَصَرِ، فأکونُ معهُم و آکُلُ من بِیتِهم؟ فقال: ”ِیَأکُلونَ لحمَ الخنزِیرِ؟“ فقُلتُ: لا، و لاِیمَسّونَه. قال: ”لابَأسَ!“ الخبرَ.[١]
نظِیر اِین رواِیت نِیز در دلالت بر طهارت ذاتِی اهلکتاب، قبلاً ذکر شده است.
٢١. کتابُ دُرُستَ بنِ أبِیمنصورٍ، عن إسماعِیلَ بنِ جابرٍ، عن أبِیعبداللهِ علِیهالسّلام، قالَ: «قُلتُ لأبِیعبداللهِ علِیهالسّلام: جُعِلتُ فِداکَ! آکُلُ من طعامِ الِیهودِیِّ و النّصرانِیِّ؟» قال: «فقال: ”لاتَأکُل!“» قال: ثمّ قال: ”ِیا إسماعِیلُ! لاتَدَعْه تَحرِیمًا له؛ ولکن دَعْهُ تَنَزُّهًا له و تَنَجُّسًا له! إنَّ فِی آنِِیَتهمُ
[١]* عزّوجلّ که مِیفرماِید: (و غذاِی اهلکتاب براِی شما حلال است) چه مِیشود؟“ حضرت پاسخ دادند: ”پدرم امام باقر علِیهالسّلام مِیفرمود: منظور از طعام در اِین آِیۀ شرِیفه صرفاً حبوبات و امثال آن است.“» (محقّق)[٩٦]. مستدرک الوسائل، ج ١٦، ص ١٩٩. ترجمه:
«زکرِیّا بن ابراهِیم مِیگوِید: من نصرانِی بودم و مسلمان شدم و حج بجا آوردم. پس از حج بر امام صادق علِیهالسّلام وارد شدم و عرض کردم: من بر دِین نصرانِیّت بودم و اسلام آوردم.... تا آنجا که گفت: حضرت سه بار فرمودند: ”خداِیا او را هداِیت نما! فرزندم، هرچه مِیخواهِی بپرس.“ عرض کردم: مادر و اهلبِیت من نصرانِی هستند و مادرم نابِینا است؛ آِیا با آنان باشم و از غذاِیِی که در خانۀ آنها است، بخورم؟ فرمود: ”گوشت خوک مِیخورند؟“ عرض کردم: خِیر و به آن دست هم نمِیزنند. فرمود: ”اشکالِی ندارد.“» (محقّق)