طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٧٥ - اتّفاق فقهاِی شِیعه بر نجاست ذاتِی مشرکان، و عدم توضِیح آن
و غِیرِها و ظاهرُ التّذکِرةِ، بَل فِی الأُوَلِ من المسلمِینَ. لکِن لعلّهُ ِیرِید النَّجاسةَ فِی الجُملةِ، لنصِّ الآِیةِ الشّرِیفةِ؛ و إن کانَتِ العامّةُ ِیُؤَوِّلونها بالحُکمِیّةِ، لا العَِینِیّةِ. نعم، هِی کذلک عندنا من غَِیرِ فرقٍ بِین الِیهودِ و النّصارِی و غِیرهم ـکما هو صَرِیحُ معقدِ إجماعِ المُرتضِی و ظاهرُ غِیره بل صَرِیحُهـ و لا بِین المشرک و غِیره و لا بِین الأصلِیِّ و المُرتدِّ؛ و لعلّ ما عن غَرِیّةِ المُفِیدِ من الکَراهةِ فِی خصوص الِیهودِ و النّصارِی ِیُرِیدُ بها الحُرمةَ، کما ِیُؤِیِّدُه اختِیارُه لها فِی أکثرِ کُتُبِه علِی ما قِیلَ، و عَدمُ معروفِیّةِ حکاِیةِ خِلافِه کنقلِ الإجماعِ مِن تَلامِذتِه، مع أنّه المؤَسِّسُ لِلمذهبِ.[١]
ملاحظه مِیشود که اِیشان مدّعِی اجماع مِیباشند، و حتِّی بِین مشرک و ِیهود و نصارِی فرقِی از جهت نجاست، قائل نمِیباشند. و حتِّی کلام شِیخ مفِید را مبنِی بر طهارت اهلکتاب که از لفظ کراهت استفاده مِیشود، تأوِیل نموده و کراهت را حمل بر حرمت مِینماِیند!! امّا صرف نظر از توجِیه و تأوِیل مذکور، ادّعاِی اِیشان در مورد اجماع بر نجاست مشرک، قابل قبول مِیباشد. ولِی چنانچه خود اِیشان
[١]. ترجمه: «دهم: کافر است، بنابر اجماعِی که در تهذِیب و انتصار و غنِیه و سرائر و منتهِی و غِیر آن وجود دارد، و از ظاهر عبارات تذکره نِیز بهدست مِیآِید؛ بلکه مسلمِین صدر اسلام نِیز بر اِین مطلب اجماع داشتهاند.
امّا شاِید منظور اِیشان از نجاست، نجاست فِیالجمله باشد، به دلِیل نصّ آِیۀ شرِیفه؛ اگرچه عامّه نجاست را در آِیۀ شرِیفه به نجاست حکمِیّه تأوِیل مِیکنند، نه نجاست عِینِیّه.
بله، نجاست در نزد ما شِیعِیان نجاست عِینِیّه است و تفاوتِی بِین ِیهود و نصارِی و غِیر آنان وجود ندارد ـکما اِینکه صرِیح معقد اجماع سِیّد مرتضِی و ظاهر عبارات دِیگران بلکه صرِیح عباراتشان بر آن دلالت داردـ و بِین مشرک و غِیر مشرک و کافر اصلِی و مرتد نِیز تفاوتِی وجود ندارد.
و چهبسا منظور شِیخ مفِید از کراهتِی که راجع به خصوص ِیهود و نصارِی در کتاب غرِیّه ذکر نمودهاند، همان حرمت باشد. و مؤِیّد اِین مطلب اِین است که اِیشان در اکثر کتب دِیگرشان، بنابر آنچه نقل شده، حرمت را اختِیار کردهاند و همچنِین فتواِی بر خلاف نجاست از اِیشان معروف نِیست؛ چنانکه از تلامذۀ اِیشان اجماع بر نجاست نقل شده است، و اگر فتواِی بر خلاف نجاست از شِیخ مفِید که مؤسّس مذهب است بوده باشد، نقل چنِین اجماعِی معنا نداشت.» (محقّق)