طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٧ - رواِیاتِی دالّ بر مناظرة ائمّه علِیهم السّلام با کفّار و زنادقه در مساجد
ـإلِی آخِرِ الخبرِ.»[١]
٥. کذلک اخبار و رواِیاتِی که حاکِی از ورود اهلکتاب و مشرکِین به مسجد رسول خدا در مدِینه مِیباشد؛ چنانچه بعضِی جواز دخول آنان را به استناد آِیۀ شرِیفۀ: (وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ)،[٢] جاِیز مِیدانند، و عدم جواز دخول را به جهت غرض و داعِیِ دنِیوِی مِیشمارند.
و محصّل کلام آنکه: با توجّه به رواِیات مذکوره و قرائن و شواهدِ بر مسئله، به نظر مِیرسد علّت عدم رواج دخول مشرکِین و اهلکتاب به مسجدالحرام صرفاً به جهت تعظِیم و تفخِیم و احترام آن مکان مقدّس بوده است، و إلاّ نفس دخول، مانع و رادعِی نداشته است.
و امّا مطلب پنجم اِینکه: با توجّه به مطالب گذشته و عدم ظهور آِیۀ شرِیفه در نجاست ظاهرِی و ِیا حدأقل شکّ در انعقاد ظهور، اصل بر طهارت آنها و عدم اجتناب از ملاقات با آنها مِیباشد؛ مگر اِینکه دلِیل خاص از سنّت، مؤِیّد قذارت ظاهرِی گردد. بنابراِین، حکم به اجتناب و عدم اقتراب مشرکِین به مسجدالحرام،
[١]. الغِیبة، نعمانِی، ص ٩٩؛ بحار الأنوار، ج ١٠، ص ٢٢. ترجمه:
«ابِیاِیّوب مؤدّب که مربِّی بعضِی از فرزندان امام صادق علِیهالسّلام بوده است از پدرش نقل مِیکند: هنگامِی که رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم وفات نمود، مردِی از فرزندان حضرت داوود علِی نبِیّنا و آله و علِیهالسّلام وارد مدِینه شد و کوچهها را خالِی ِیافت، پرسِید: ”چه شده است؟“ ...
گفتند: ”اندکِی صبر کن.“ امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام از ِیکِی از درهاِی مسجد وارد شده و نزدِیک آمدند. مردم گفتند: ”به نزد اِین جوان برو.“ پس برخاست و به نزد حضرت آمد، وقتِی به حضرت نزدِیک شد عرض کرد: ”تو علِیّ بن أبِیطالب هستِی؟!“ ...» (محقّق)
[٢]. سوره توبه (٩) آِیه ٦. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ١٩٢:
«و اگر ِیک نفر از مشرکِین به تو پناه آورد، تو او را پناه بده تا گفتار خدا را بشنود! و سپس او را به مأمنش (محلّ امن و امان و سکون خاطر، و دورِی از خاطرات نفسانِیّه و شِیطانِیّه، و حرم خدا) برسان و واصل گردان! اِین به جهت آن است که اِیشان جماعتِی هستند که نمِیدانند.»