طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٤ - معانِی لغوِی لفظ «نجس»
و النَّجسُ: اتّخاذُ عُوذةٍ للصَّبِیّ. و قد نَجَّسَ له و نَجَّسَه: عَوَّذه....
و النِّجاس: التَّعوِیذ.
... قال ثَعلَب: «قُلتُ له (ابنِالأعرابِیّ): المعُوَّذ لِمَ قِیل له مُنَجَّسٌ و هو مأخوذٌ مِن النَّجاسة؟
فَقال: إنّ لِلعَربِ أفعالًا تُخالِفُ مَعانِیها ألفاظَها. ِیُقال: فلانٌ ِیَتَنَجَّس، إذا فَعَل فِعلًا ِیَخرُج به مِن النَّجاسةِ؛ کما قِیلَ: ِیَتَأثَّمُ و ِیَتَحَرَّجُ و ِیَتَحَنَّثُ، إذا فَعَل فِعلًا ِیَخرُج به مِن الإثمِ و الحَرَجِ و الحِنث.»[١]
«نجس نِیز به معناِی حِرز و عَوذه براِی کودکان است. و به حرز، نِجاس گوِیند.
ثعلب مِیگوِید: ”به ابناعرابِی گفتم: چرا به شخصِی که حرز مِیبندد، منَجَّس گوِیند، درحالِیکه اِین عنوان از نجاست مشتق است؟
او پاسخ داد: در لغت عرب افعالِی است که معانِی آن افعال با الفاظ آن متخالف و متضاد است. مثلاً مِیگوِیند: فلانِی ِیتنجَّس، ِیعنِی عملِی انجام داد که او را از قَذارت و ناپاکِی بِیرون مِیآورد؛ همچنانکه «ِیتأثّم» به معناِی انجام عملِی است که انسان را از گناه پاک کند، و «ِیتحرّج» به معناِی فعلِی است که انسان را از ضِیق و شدّت خارج کند، و «ِیتحنّث» به معناِی پرداخت کفّارۀ قَسم است و انسان را از عهدۀ قسم و الزام آن خارج مِیسازد.“»
و کذلک در مادّۀ «قَذِرَ» در لسان العرب وارد است:
القَذَرُ: ضِدُّ النَّظافةِ. و شَِیءٌ قَذِرٌ: بَِیِّنُ القَذارةِ.
«قذر: مخالف پاکِی و پاکِیزگِی است. چِیز قذر: ِیعنِی شِیء ناپاک و آلوده.»
... و فِی الحدِیث: «اتَّقوا هَذِهِ القاذُورةَ الَّتِی نَهِی اللهُ عنها.» قالَ خالدُ بنُ جَنبةَ: «القاذورةُ الَّتِی نَهِی اللهُ عنها، الفِعلُ القبِیح و اللَّفظُ السَِّیِّئُ.»
و رَجُلٌ قَذِرٌ و قَذرٌ. و ِیقال: أقذَرتَنا ِیا فلان! أِی: أضجَرتَنا.
[١]. لسان العرب، ج ٦، ص ٢٢٦.