طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٧ - اختلاف کلمات فقها در اطلاق لفظ «نجس» به مطلق کفّار ِیا غِیر اهل کتاب
المحقِّقُ فِی النُّکَت بالحَملِ علِی الضّرورةِ أو المؤاکَلةِ فِی الِیابسِ.[١]
باِید اذعان نمود که شِیخ از اِین عبارت، هِیچ مقصودِی به جز طهارت اهلکتاب ندارد. زِیرا لفظ «ِیُکرَهُ» نه اِینکه ظاهر، بلکه أظهرِ قرِیب به نصّ است در جواز؛ و اگر مقصود از کراهت، حرمت باشد دِیگر امر به غَسل ِید با وجود نجاست عِینِیّه چه معناِیِی دارد؟! و اعتذار محقّق را باِید از زمرۀ توجِیه بما لاِیَرضِی صاحبُه دانست. و منظور از نجاست اهلکتاب که از شِیخ نقل شده است، باِید حمل بر نجاست عرضِی بهواسطۀ اختلاط با اشِیاء نجسالعِین، مثل لحم خنزِیر و خمر، نمود. سپس در ادامه مِیگوِید:
و مالَ إلِی طهارتِهم صاحبُ المدارکِ و المفاتِیحِ.[٢]
کلام مرحوم صاحب جواهر در نجاست مطلق کفّار
مرحوم صاحب جواهر نِیز ابتدائاً طرح مسئله را با ادّعاِی اجماع ـچنانچه ذکر شدـ شروع مِیکند، و با عباراتِی مشابه آنچه که در مفتاح الکرامة گذشت، به تأوِیل و توجِیه فتواِی مفِید و شِیخ در نهاِیه و غِیره مِیپردازد؛ و کلام ابنجنِید و ابنأبِیعقِیل را نِیز حمل بر عدم مقبولِیّت فتوا، و ِیا اطلاق سؤر بر ماء قلِیل مِیکند که بر فتواِی ابنأبِیعقِیل، منفعل نمِیشود.
[١]. مفتاح الکرامة، ج ٢، ص ٣٦. ترجمه:
«نقل شده است که قدِیمَِین (ابنأبِیعقِیل و ابنجنِید) قائل به عدم نجاست باقِیماندۀ آب و غذاِی ِیهود و نصارِی شدهاند. و نِیز نقل شده است که ظاهر کلام شِیخ مفِید در رسالۀ عزِّیّه هم بر همِین مطلب دلالت مِینماِید. و چهبسا عبارتشان در موضعِی از نهاِیه نِیز ظهور در اِین مطلب داشته باشد، آنجا که مِیفرماِید: ”مکروه است انسان احدِی از کفّار را به غذاِیش دعوت نموده و با او هم غذا شود. پس اگر دعوت کرد باِید ابتدائاً او را امر به شستن دستهاِیش نماِید، و سپس اگر خواست با وِی غذا بخورد.“ امّا اِیشان پِیش از اِین در بِیش از ِیک موضع بر نجاست تمام فرقههاِیشان، خصوصاً اهل ذمّه، تصرِیح کردهاند. لذا محقّق حلِّی در کتاب نُکَت اِین کلامشان را حمل بر ضرورت ِیا همغذاشدن در غذاِی خشک نمودهاند.» (محقّق)
[٢]. مفتاح الکرامة، ج ٢، ص ٣٦. ترجمه:
«صاحب مدارک و مفاتِیح به طهارت آنان (ِیهود و نصارِی) گراِیش نمودهاند.» (محقّق)