الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٧٦ - حديث آتش حجاز كه گردنهاى شتران به وسيله آن روشنائى مىدهد
آيا آن اعمال ناپسندى را كه امروز انجام ميدهيد انجام خواهيد داد در صورتى كه شما بآن علامت بزرگ نظر ميكنيد؟ بخداى كعبه قسم كه بآن علامت نظر ميكنيد و اعمال خود را انجام ميدهيد.
(باب دويستم:) ابن عمر ميگويد: نزديك است كه بنى قنطوراء اين كنكر (ملت ترك يا سودان) خروج كنند و اهل خراسان را بسرعت برانند تا اينكه مالهاى سوارى خود را در نهر ابلّه[١] وارد ميكنند و ميفرستند نزد اهل بصره كه: يا بايد شما هم بما ملحق شويد يا بصره را براى ما خالى كنيد! پس يك قسمت بايشان و يك قسمت به اعراب و يك قسمت بشام ملحق ميشوند.
(فصل) كعب ميگويد: گروه ترك با غضب وارد مىشود و از دجله و فرات آب مىآشامند و در جزيره فعاليت زيادى ميكنند و اهل اسلام از شدت تحير نمىتواند در مقابل آنها هيچ گونه استقامتى بنمايند.
پس خداى تعالى برف زيادى توأم با باد شديد و يخ بر آنها مسلط ميكند و آنها خشك ميشوند، چند روزى كه اقامت كردند امير اهل اسلام بمسلمين ميگويد: اى اهل اسلام آيا گروهى هست كه جان خود را در راه خدا فدا كند و به بيند كه خدا با اين گروه چه عملى انجام داد؟
بعد از آن ده سوار پيش قدم شده ميروند بسوى قوم ترك و مىبينند كه همه خشگ و نابود شدهاند. آنگاه مراجعت نموده ميگويند: خدا شما را كفايت نمود و خدا آنها را تا آخرين نفر هلاك كرده است.
[١]- ابله شهرى است در كنار دجله بقره- معجم البلدان.