الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٣ - دلائل خروج مهدى
كرد ما عين روايات را نگاشتيم.
(باب هفتاد و يكم:) تميم دارى گويد: برسول خدا ٦ گفتم: من بيكى از شهرهاى عجم عبور كردم كه آن را انطاكيه ميگفتند و من شهرى از آن بزرگتر نديدهام، هيچ ابرى از آن شهر عبور نميكرد مگر اينكه مدتى بالاى آن مكث ميكرد.
پيغمبر خدا ٦ فرمود: در غار ثور كه در كوه آن شهر است ريزههائى از الواح (يعنى كتابها) و عصاى موسى ٧ و ريزهاى از تابوت آن حضرت موجود است هيچ ابر شرقى و غربى و كوفى و قبلهاى بآن عبور نميكند مگر اينكه دوست دارد از بركت آن برخوردار شود و چند شب و روزى نميگذرد كه مردى از اهل بيت من كه نام او نام من و نام پدرش نام پدر من و خلق او چون خلق منست در آن شهر مىآيد و زمين را پر از عدل و داد ميكند آن طور كه پر از ظلم شده باشد. (اين روايت بر خلاف عقيده شيعه است. مترجم).
(باب هفتاد و دوم:) سدّى در تفسير آيه لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ*[١] ميگويد:
اما رسوائى دشمنان دين در دنيا موقعى است كه مهدى ٧ در قسطنطنيه قيام كند و آنها را بكشد اين خود براى آنها رسوائى است.
(باب هفتاد و سوم:) ابن عباس گويد: باد قرمزى در زوراء (يعنى بغداد) خواهد وزيد
[١] سوره بقره، آيه( ١١٤) يعنى: براى آنها رسوائى خواهد بود- مترجم.