الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٣ - عبور على
گمراهى را بدوش بگيرد، امّ حكيم گويد: بعد از آن ديدم كه خالد بن عرفطه بيرق معاويه را به دوش گرفته حمل ميكند تا اينكه آن را از همان درى كه على ٧ فرموده بود داخل كرد و آن را در وسط مسجد متمركز كرد و معاويه هم از طرف قبله پياده شد.
(باب بيست و چهارم:) امّ سلمه ميگويد: رسول خدا ٦ در خانه من بود، فرمود:
كسى داخل نشود. ناگاه صداى گريه آن حضرت را شنيدم چون داخل شدم ديدم كه حسين ٧ را در كنار خود نشانده و دست بسرش ميمالد و گريه ميكند، گفتم: يا رسول اللَّه ٦ بخدا قسم نفهميدم كه حسين ٧ چگونه داخل حجره شد؟ در جوابم فرمود: جبرئيل در اينجا بود بمن گفت: آيا حسين را دوست دارى؟ گفتم: آرى گفت: امت تو او را در زمينى كه آن را كربلا ميگويند خواهند كشت پس جبرئيل از تربت كربلا آورد و بآن حضرت نشان داد موقعى كه امام حسين ٧ را در كربلا محاصره كردند فرمود: اسم اين زمين چيست؟ گفتند: كربلا فرمود: خدا راست ميگويد، اين زمين، زمين كرب و بلاء است.
[عبور على ٧ به كربلا و اخبار از قتل حسين ٧]
(باب بيست و پنجم:) شيبان گويد: با امير المؤمنين ٧ از صفين مراجعت ميكرديم تا اينكه بزمين كربلا پياده شديم و آن حضرت بر قاطر خود سوار بود پس پياده شد و كفى از خاك زير سم آن استر را بر گرفته آن را بوئيد و بوسيد و بر دو چشم خود نهاده گريه كرد آنگاه فرمود: چه افراد محبوبى در اين موضع كشته ميشوند مثل اينكه من نظر ميكنم بعدّهاى از آل رسول ٦ كه در اين وادى خوابيدهاند (دشمنان) بر آنها