الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٧٤ - يزدجرد فرستادهاى را به پادشاه چين مىفرستد تا او را بر عرب يارى كند و پاسخ پادشاه چين
بخش چهارم حاوى چهل و يك فصل
(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ)*
[يزدجرد فرستادهاى را به پادشاه چين مىفرستد تا او را بر عرب يارى كند و پاسخ پادشاه چين]
(فصل اول) سيد بن طاوس از كتاب تاريخ ابن اثير نقل ميكند: موقعى كه خاقان و يزدجرد از نهر عبور كردند قاصد يزدجرد را كه به سوى پادشاه صين فرستاده بود ملاقات نمودند، قاصد گفت: پادشاه صين بمن گفت:
صفات آن مردمى را كه شما را از شهرهاى خود خارج كردند بگو، زيرا من مىبينم كه تو ذكر آنها را كمتر و ذكر خودتان را بيشتر ميكنى و از اين گونه افراد قليل و كم جز خير بشما چيزى نخواهد رسيد و شر از ناحيه شما خواهد بود، گفتم: هر چه ميخواهى از من بپرس، گفت:
آيا آن مردم بعهد خود وفا ميكنند؟ گفتم: آرى، گفت: قبل از قتال بشما چه ميگفتند؟ گفتم: ما را بيكى از سه موضوع دعوت ميكردند:
١- دين آنها را قبول كنيم و آنها ما را جانشين خود كنند ٢- جزيه دهيم ٣- يا خود را نگاه داريم يا ترك دشمنى كنيم.