الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٩ - خبر دادن على ع از خلافت معاويه
پر از عدل خواهد كرد و بعد از آن حضرت، قحطاني مىآيد، قسم بآن خدائى كه مرا بحق مبعوث كرده غير او كسى نيست.
(باب نوزدهم:) صباح ميگويد: بعد از خلافت حمار بنى اميه خلافتى نيست تا اينكه مهدى ٧ خروج كند.
(باب بيستم:) ارطاة ميگويد: امير الغضب گفت: از اين زن و مرد متكبر نيست ولى آنها صوتى ميشنوند كه آن را نه انس گفته و نه جنّ، باسم فلانى بيعت كردند، كه از اين زن و مرد متكبر نيست و لكن خليفه يمانى است. وليد ميگويد: كعب ميداند كه يمانى قرشى است و او امير الغضب است و آن كسى كه تابع آنها شود از بيت المقدس است.
[خبر دادن على ع از خلافت معاويه]
(باب بيست و يكم:) سالم حبشانى گويد: در كوفه از امير المؤمنين على ٧ شنيدم كه ميفرمود: من براى حق قتال ميكنم كه اقامه شود و هرگز اقامه نخواهد شد و امر (خلافت) با آنها است، با ياران خود گفتم: اينجا جاى ماندن نيست و حال آنكه اين (على ٧) خبر ميدهد كه امر (خلافت) با اينها (على ٧) نيست، ما از آن حضرت اجازه خواستيم كه بمصر برويم و آن حضرت هم بهر يك از ما كه ميخواست اجازه داد و بهر مردى از ما هزار درهم عطا كرد و طايفهاى از ما را با او روانه كرد.
(باب بيست و دوم:) ابو صادق از حضرت امير المؤمنين على ٧ روايت كرده كه فرمود: