الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٦٧ - صفت عدل در زمان مهدى
بزودى اهل مكّه از مكّه خارج ميشوند و بعد از آنها تحولى در كار نخواهد بود مگر يك مختصرى تا اينكه (دوباره) پناهنده و مايل بمكّه شوند، آنگاه از مكه خارج ميشوند و ابدا بر نميگردند.
(باب سى و پنجم:) ابو سالم ميگويد: ما در كوفه با امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ بوديم، يكى از روزها كه ما در خدمت او بوديم فرمود:
كدام سبط از اسباط است كه براى حق قتال ميكند تا حق را اقامه كند ولى حق اقامه نخواهد شد و امر خلافت براى آنها (بنى اميّه) خواهد بود و موقعى كه (بنى اميّه) زياد شدند و بدنيا رغبت پيدا كردند و قربانى خود را كشتند خدا قومى را از مشرق ميفرستد تا آنها را يكى يكى شماره كند و بكشد.
بخدا قسم كه آنها يك سال سلطنت نميكنند مگر اينكه ما دو سال سلطنت ميكنيم و آنها دو سال سلطنت نميكنند مگر اينكه ما چهار سال خواهيم سلطنت كرد، راوى گويد: بعضى از ياران خود گفتم: جاى ماندن ما نيست زيرا على ٧ ميگويد: امر خلافت براى بنى اميّه خواهد بود، ياران من گفتند: پس ديگر چيزى در كار نيست آنگاه از آن حضرت اجازه گرفتيم براى مصر، آن بزرگوار بهر كسى كه خواست اجازه داد و بهر كدام از آنها دو هزار درهم داد و عدهاى هم با آن حضرت ماندند.
(باب سى و ششم:) حرث بن سويد از على بن ابى طالب ٧ روايت كرده كه فرمود:
اسلام بطورى ضعيف و ناقص مىشود كه نميتوان گفت: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ*،