الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٤٥ - صفت بيعت با مهدى
محمّد ٦ است، بعد از آن منادى در آخر روز ندا ميكند كه حق با اولاد عيسى است و آن مدحى است از شيطان.
(باب صد و بيست و سوم:) زهرى ميگويد: موقعى كه سفيانى و مهدى ٧ براى جنگ با يك ديگر ملاقات كردند در آن روز صوتى از آسمان شنيده مىشود:
آگاه باشيد كه اولياء خدا اصحاب فلانند يعنى مهدى ٧ اين لفظ حديث است اسماء بنت عميس گويد: علامت آن اين است كه كف دستى از آسمان فرو مىشود و مردم بآن مينگرند.
[صفت بيعت با مهدى ٧]
(باب صد و بيست و چهارم:) عبد اللَّه بن عمر ميگويد: مردم از اعمال حج و عرفات را با يك ديگر بدون امام بجا مىآورند و در آن موقعى كه بمنا نزول ميكنند (شيئى) نظير سگ يا مرض هارى آنها را ميگيرد[١]؟ پس از آن، قبيلهها به يك ديگر حمله و هجوم ميكنند تا اينكه خون در گردنه جارى مىشود، بعد از آن بشخصى كه بهترين آنها است پناه ميبرند وقتى نزد او مىآيند كه او صورت خود را بطرف كعبه كرده گريه ميكند، مثل اينكه من اشكهاى جارى او را ميبينم.
باو خواهند گفت: بيا تا ما تو را ولى و رئيس خود بنمائيم، ميگويد: واى بر شما چه عهدهائى كه شما نشكستيد و چه خونها كه نريختيد؟ پس بنحوه اكراه با او بيعت ميكنند. چنانچه او را ملاقات كرديد با او بيعت كنيد زيرا كه او مهدى زمين و آسمان است. و در حديث ديگر است كه مهدى ٧ از فرزندان فاطمه ٣ باكراه
[١]- عبارت عربى متن اين است: اذ اخذهم كالكلب.