الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٨١ - اعتراف شريك و ابن ليلى از ارث بردن دختر
بدوش! آن زن نيز اطاعت كرد و على ٧ اين ظرف را هم وزن كرد و بآن زنى كه شيرش سبكتر بود فرمود: دختر خود را بگير و بآن زنى كه شيرش سنگينتر بود فرمود: پسر خود را بگير.
سپس متوجه عمر شد و فرمود: آيا نميدانى كه خداى تعالى (مقام) زن را از مقام مرد پستتر قرار داده و عقل و ميراث زن را كمتر از عقل و ميراث مرد قرار داده، همين طور شير دختر از شير پسر سبكتر خواهد بود؟! عمر گفت: يا ابا الحسن حقا كه اراده خدا (راجع بخلافت) بتو تعلق گرفته ولى قوم تو زير بار نرفتند، على ٧ فرمود:
اى ابا حفص سخن را كوتاه كن.
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً[١] (فصل پنجم:) سيد بن طاوس گويد: در كتاب (من قدّمه علمه) تاليف هلال ابن محسن در ضمن حديث طولانى ديدم كه اين مسأله را (مسألهاى كه در فصل چهارم گذشت) از مولاى ما على ٧ پرسيدند و آن حضرت جواب واضحى فرمود و آنچه در اينجا راجع به شير فرمود: در آن جا نيز فرموده است.
[اعتراف شريك و ابن ليلى از ارث بردن دختر]
(فصل ششم:) در مجموع مرزبانى مرقوم است كه غلام مهدى عباسى از دنيا رفت و آب و ملك و اثاثيه زيادى از او بجاى ماند، و وارث او فقط يك دختر بود، مهدى عباسى به نوح بن درّاج كه قاضى او بود دستور داد تا نظرى
[١] سوره عمه، آيه( ١٧) يعنى: روز تشخيص وعدهگاه خواهد بود، يعنى:
در آن روز بحساب من و تو رسيدگى ميكنند- مترجم