الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٧١ - مهدى
(باب چهل و ششم:) أيضا جابر بن سمره گويد: من و پدرم رفتيم خدمت رسول خدا ٦ آن بزرگوار فرمود: امر اسلام هميشه نيكو خواهد بود تا دوازده خليفه بوجود بيايند آنگاه كلمه آهستهاى گفت كه من آن را نشنيدم از پدرم پرسيدم چه گفت؟ گفت: ميفرمايد: همه آنها از قريشند.
(باب چهل و هفتم:) عمرو بن قيس مىگويد: بمجاهد گفتم: آيا تو راجع بمهدى ٧ خبرى دارى زيرا ما قول شيعيان را تصديق نميكنيم؟ گفت:
آرى نزد من دليل مثبتى است و آن اينست كه يكى از اصحاب پيغمبر ٦ بمن خبر داد كه مهدى ٧ خروج نميكند تا اينكه نفس زكيّه كشته شود، موقعى كه نفس زكيّه كشته شد اهل آسمان و زمين بآنها (قتله نفس زكيه) غضب ميكنند، آنگاه نزد مهدى ٧ مىآيند و آن حضرت زمين را پر از عدل و داد ميكند و زمين گياهان خود را ميروياند و آسمان باران خود را فرو ميريزد.
(باب چهل و هشتم:) سالم ميگويد: رفتم نزد عبد اللَّه بن عمر، بمن گفت: اهل كجائى گفتم:
اهل عراق گفت: بگو اهل كوفه، گفتم: آرى گفت: اهل كوفه نسبت بمهدى ٧ با سعادتترين مردم هستند.
(باب چهل و نهم:) حذيفة بن يمان از حضرت محمّد بن عبد اللَّه ٦ روايت كرده كه فرمود: كسى كه از اين قوم (قوم ابو سفيان) خبرى بياورد داخل بهشت