الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٨٨ - امام حسن
ما زندگى را ميخواهيم ما زندگى را ميخواهيم.
[امام حسين ٧ ابن عباس را از شهادت خود خبر مىدهد]
(فصل چهاردهم:) امام حسين ٧ بعبد اللَّه بن عباس در بين گفتگوئى كه با يك ديگر كردند فرمود: من در عراق كشته خواهم شد، اگر در عراق كشته شوم نزد من محبوبتر است از اينكه ريختن خون مرا در حرم خدا و رسول ٦ حلال نمايند.
[امام حسن ٧ عمرو عاص را مذمت مىكند]
(فصل پانزدهم:) امام حسن ٧ بعمرو عاص فرمود: تو نظير سگ هستى زيرا سگ سرش و دمش پسنديده نيست و قديم آن مذموم و جديدش بشرك موسوم، تو در رختخواب مشترك متولد شدى و در باره تو پنج نفر ادعاء كردند (يعنى هر يك از آنها ميگفت: اين پسر مال من است) عاقبة الامر لئيم و خبيث ترين آنها غالب شد (و تو را به دروغ، پسر خود قرار داد).
توئى كه به پيغمبر ٦ طعنه زده ابتر گفتى، توئى آن سوارى كه براى ناقص و تلف كردن (جعفر بن ابى طالب) نزد نجاشى رفتى، توئى آن كسى كه بوسيله هفتاد شعر رسول خدا ٦ را هجو كردى تا اينكه آن حضرت بتو نفرين كرد و فرمود: خدايا بشماره هر بيتى او را لعنتى جزا بده، توئي آن كسى كه آتشي را در مدينه براى (كشتن) عثمان روشن كردى و بسوى فلسطين فرار كردى و بعد از آن دين خود را بدنيا فروختى و با معاويه بيعت نمودى.
معاويه ميگويد: امام حسن ٧ هيچ وقت نزد من نمىآمد مگر اينكه زود خارج ميشد زيرا خائف بود كه اگر زياد با من تكلم كند