الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٨٧ - داخل شدن على بن الحسين
نيز ميفرمايد:
|
ما احسن الدنيا و اقبالها |
اذا اطاع الله من نالها |
|
|
من لم يواس الناس من ماله |
عرض للادبار اقبالها. |
|
يعنى: چقدر خوب است كه دنيا (به انسان) رو كند، بشرط اينكه هر كس بدنيا نائل شد خدا را اطاعت كند، كسى كه بوسيله مال خود مردم را يارى نكند رو كردن دنيا را به پشت كردن آن فروخته است.
موقعى كه امام حسن ٧ سستى ياران خود را دريافت و معاويه راجع بصلح براى آن حضرت و يارانش نامه نوشت، امام حسن ٧ خطبهاى خواند كه يك قسمت از آن اين است. ما راجع بقتال با اهل شام شك و پشيمانى نداريم بلكه ميخواهيم با صبر و سلامت با آنها قتال نمائيم، ولى سلامت با عداوت و صبر با جزع آميخته شد.
زيرا شما همان مردمى هستيد كه در موقع رفتن به صفّين دين خود را بدنياى خود مقدّم ميداشتيد ولى امروز دنياى خود را بر دين خود مقدّم ميداريد، بدانيد كه ما با شما همان طور هستيم كه قبلا بوديم اما شما با ما آن طور نيستيد كه قبلا بوديد، شما براى دو مقتول گريه ميكنيد: يكى قتيل صفين و ديگرى قتيل نهروان كه خون او را از ما مطالبه ميكنيد، آن افرادى كه گريه ميكنند شكست خورده و آنهائى كه باقى هستند فرياد ميزنند.
معاويه ما را به سوى امرى دعوت ميكند كه عزت و عدالتى در آن وجود ندارد، اگر شما اراده موت داريد ما حكومت آن را نزد خدا ميبريم و چنانچه شما اراده زندگى و حيات را داشته باشيد ما از شما قبول ميكنيم و از شما رضايت ميخواهيم، آنگاه مردم از همه طرف تقاضا كردند كه