الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٣٤ - بيرقهاى سياهى كه از مهدى
عمر گفت: آنها چه كسانى هستند؟ گفت: از بنى عباسند در شهرى كه آن را (زوراء) ميگويند كه جنگ بزرگى در آن اتفاق مىافتد و قيامت بر آنها قيام ميكند.
ابن عباس گفت: اين طور نيست كه تو ميگوئى بلكه (ق) بزمين فرو رفتن است، عمر به حذيفه گفت: تو خوب تفسير كردى و ابن عباس خوب معنا كرد. اين قول براى عدهاى ناگوار شد تا اينكه عمر و عدهاى از اصحاب رسول خدا ٦ آن را پس گرفتند.
ابان بن وليد از ابن عباس شنيد كه ميگفت: سفيانى و فلانى خروج ميكنند و بحدى جنگ ميكنند كه شكم زنها شكافته مىشود و اطفال در ديگهاى جوشيده ميشوند.
كعب ميگويد: زنان بنى عباس را اسير ميكنند و آنها را بدهات دمشق ميبرند.
(باب نود و يكم:) جراح گويد: سفيانى داخل كوفه خواهد شد و سه روز اهل كوفه را اسير ميكند و شصت هزار از اهل كوفه را خواهد كشت و (١٨) شب در كوفه اقامت مينمايد كه اموال آنها را تقسيم كند، تا اينكه بيرقهاى سياهى (براى اخذ بيعت) بسوى مهدى ٧ روانه ميكند.
[بيرقهاى سياهى كه از مهدى ٧ است]
(باب نود و دوم:) محمّد بن حنفيه ميگويد: بيرق سياهى از بنى عباس خروج ميكند آنگاه از خراسان بيرقهاى سياهى خروج ميكنند كه كلاه (صاحب) آنها سياه و لباسشان سفيد خواهد بود. جلو آنها مردى از (بنى) تميم است كه آن را