الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٤ - تعداد اصحاب قائم
صاحب اصلى اينها بيايد تكليف و جلالت شأن آنها معلوم خواهد شد، قبل از اينكه اصل آنان بدست آيد آنها را شماره كنيد تا ببينيد كه جمعيتشان در اين شهر كم و عزتشان زياد است، زيرا اين گروه بعد از اين جلال و شأنى پيدا ميكنند و تعبير خواب من بر حق خواهد بود.
بعضى از اهل مكّه بيكديگر ميگويند: بر فرض اينكه بقدر اينها جمعيت بيايد نبايد شما را خوفى باشد زيرا كه اين قوم اسلحه ندارند و سنگر و پناهى ندارند كه بآن پناهنده شوند، اگر لشكرى بطرف شما بيايد شما در مقابل آنها قيام كنيد كه آنها در مقابل شما چون شربت آبى هستند كه شخص تشنه بياشامد، دائما در اين گونه گفتگوها خواهند بود تا شب فرا مىرسد و خواب بر آنها مستولى شده متفرق ميشوند و بعد از آن اجتماع نميكنند. آنگاه قائم ٧ قيام ميكند و اصحاب قائم ٧ نظير فرزندان يك پدر و مادر كه صبح متفرق و شب اجتماع نمايند با يك ديگر ملاقات ميكنند.
ابو بصير به امام صادق ٧ گفت: فدايت شوم غير از اين عدّه در روى زمين مؤمنى نخواهد بود؟ فرمود: چرا ولى اين عدهاى كه قائم ٧ در ميان آنها مىآيد از نجباء و فقها و حكّام و قاضيهائى هستند كه ظاهر و باطنشان يكى است و هيچ حكمى بر آنها مشكل نميشود.
نيز ابو بصير گويد: از امام جعفر صادق ٧ راجع به اصحاب قائم ٧ پرسيدم: آن حضرت مرا از جا و مكان و تعداد آنها مطلع كرد.
همين كه سال دوم شد نزد آن بزرگوار آمدم و گفتم: قصه مرابط و سيّاح چيست؟ فرمود: (آنها چند نفرند، اول) مردى است از اهل اصفهان از