الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٧٨ - زوجه سطيح و فالگيرى او
شوند، بشوهر خود گفت: آن چيزى كه من در خواب ديدم خواب را از من گرفته، در خواب ديدم كه ابرى آمد و رعد و صاعقهاى ايجاد كرد و سوخت و بر هر جاى زمين هم كه واقع ميشد آن را ميسوزانيد و بعد از آن غير از غرقشدن چيزى نبود، تعبير اين خواب اين بود كه سيل عرم بر آنها جارى شد، همين طريقه سابق الذكر در موقع مردن آب دهان خود را در دهان سطيح انداخت و بدين وسيله سطيح فالگير شد، و قبر طريفه در جحفه است.
نيز ميگويد: چشمه ابو نيزر از صدقات امير المؤمنين على ٧ است و ابو نيزر غلام حبشى بود از على ٧ كه در اين چشمه كار ميكرد.
ايضا مينگارد: مردى را نزد عمر آوردند كه ديگرى او را زده بود و يك قسمت از زبان او بطورى قطع شده بود كه نميتوانست حرف بزند، عمر نميدانست كه ديه اين زخم چقدر است، على ٧ بعمر دستور داد كه ببين مخرج كدام يك از حروف تهجّى (ا ب ت ث) كه بيست و هشت حرفند قطع شده، مخرج هر يك از آنها كه قطع شده باشد بايد بقدر آن ديه پرداخته شود.
نيز ميگويد: از ابو حنيفه پرسيدند: لا شىء ما هو؟ يعنى ناچيز چيست نتوانست جواب بگويد، پس مردى را با الاغى فرستاد خدمت امام جعفر صادق ٧ و گفت: اين الاغ را براى فروش بآن حضرت عرضه كن اگر فرمود: قيمت آن چقدر است بگو: لا شىء و به بين كه چه ميگويد: آن مرد اين كار را كرد و امام صادق ٧ فرمود:
قيمت اين الاغ چقدر است؟ گفت: لا شىء امام ٧ فرمود: ما هم اين الاغ را به اين قيمت خريديم، تو برو نزد سراب كه آن لا شىء خواهد