الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٢ - تعداد اصحاب قائم
از بدر يكنفر- از الحان يكنفر- از مدينه يكنفر- از ربذه يكنفر- از كوفه چهار نفر- از حيره يكنفر- از كوثى يكنفر- از طى يكنفر- از زبيده يكنفر- از برقه دو نفر، از اهواز دو نفر از اصطخر دو نفر- از بيداميل يكنفر- از ليان يكنفر- از .... يكنفر- از حلوان دو نفر- از بصره سه نفر- از اصحاب كهف چهار نفر- و آن دو تاجرى كه از عانه بسوى انطاكيه خارج ميشوند، و يازده نفرى كه از روم طلب امنيت ميكنند و آنهائى كه بسرانديب نازل ميشوند- از سمندر چهار نفر- آن مردى كه در سلاهط از مركب مفقود مىشود آن دو نفرى كه از شعب به سندانيه فرار ميكنند- از نخشب يكنفر- آن مردى كه از بلخ از دست عشيره خود فرار ميكند- آن كسى كه از سرخس بوسيله قرآن با دشمنان استدلال ميكند.
اينها سيصد و سيزده نفرند كه خدا همه را در يك شب جمعه در مكّه معظمه جمع ميكند، شب را در بيت اللَّه الحرام صبح ميكنند و احدى از آنها تخلف نخواهد كرد، آنگاه در بين كوچههاى مكه منتشر ميشوند و جستجوى اطاق ميكنند كه سكنا نمايند، اهل مكه آنها را نميشناسند زيرا كه در آن موقع آمدن قافله از شهرها براى حج عمره يا تجارت نزد آنها سابقه ندارد، پس عدهاى از اهل مكّه بيكديگر ميگويند: اين گروه غريبى كه ما امروز در مكه مىبينيم تاكنون نديده بوديم، اينها اهل يكشهر نيستند از يك قبيله هم نيستند اينها كه اهل و عيال و مالهاى سوارى ندارند؟!.
در اين بين مردى از بنى مخزوم مىآيد (و كلام آنها را قطع كرده) مىگويد: من امشب خواب عجيبى ديدهام كه خيلى از آن خائف و ترسانم آن جمعيت مىگويند: بيا تا نزد فلانى ثقفى برويم و تو خواب خود را