الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٥ - تعداد اصحاب قائم
فرزندان دو دجّال[١] او را برگشتى است كه داراى هفت چيز است و غير از خود او كسى نميداند، اين مرد از شهرى خروج ميكند و در شهرها گردش نموده طلب حق مينمايد و بهيچ مخالفى ملحق نميشود مگر اينكه حق او را ردّ ميكند، آنگاه به طرابزون كه ما بين اسلام و روم است مىآيد و بمردى از نصارا كه ميخواهد به امير المؤمنين ٧ برسد اصابت ميكند و او را شبانه ميبرد.
و اما سيّاحى كه طلب حق ميكند: او مردى است از اهل نخشب كه احاديث زيادى نوشته و اختلاف را ميداند و هميشه طلب عم ميكند تا اينكه صاحب الامر ٧ را بشناسد و دائما كار او اينست تا اينكه صاحب الامر ٧ نزد او مىآيد.
و اما مردى كه از عشيره و خويشان خود متوارى مىشود: آن كسى است كه به اهواز فرار ميكند و در يكى از دهات آن سكنا مينمايد تا اينكه امر خداى عزّ و جل به او برسد و با هيچ يك از مخالفين ملاقات نميكند مگر اينكه بوسيله قرآن با او مباحثه ميكند تا اينكه امر و حق ما را ثابت نمايد.
و اما متخلى بقلبه: او مردى از فرزندان روم از قريهاى است كه آن را قونيه ميگويند و هميشه مطيع مقاله خود خواهد بود تا آن موقعى كه خدا بر او منّت نهاده و امرى كه براى او مسلم و محقق است به او معرفى نمايد، او داخل سقليه مىشود و خدا را عبادت ميكند تا وقتى كه نداى حق را بشنود و اجابت كند.
و اما آن دو مردى كه از سندانيه و شعب فرار ميكنند دو نفرند كه
[١] عبارت عربى دجالين است- مترجم: