الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١١ - بنى اميه به(م) افتتاح و به(م) ختم مىشوند
به) اخبار و رواياتى كه از اين دو نفر نقل شده خود دارى مينمايند، پس من لازم دانستم آنچه را كه در اين باره تحقيق كردهام در اين كتاب درج كنم: عبد اللَّه بن سلام و كعب الاحبار از خواص مولاى ما على ٧ بودهاند و شايد آن رواياتى كه از اين دو نفر در باره ملاحم و فتن ذكر شده و بطور احتمال ميگويند كه آن روايات از مولاى ما على ٧ است چون كه سند آنها بآن حضرت منتهى نميشود از باب تقيه باشد و آن روايات هم از آن حضرت باشند.
يكى (از دليلهائى كه اين دو نفر از خواص آن حضرت بودهاند) اين است كه در جلد اول كتاب (ابناء النحاة) تأليف يوسف شيبانى ديدم كه مولاى ما على ٧ اول كسى است كه علم نحو و شرح آن را بنيان گذارى كرد، بعد از آن ميگويد: وقتى كه على ٧ بعد از عثمان متولى خلافت شد و اراده عراق كرد عبد اللَّه بن سلام بآن حضرت عرض كرد: نزد منبر رسول خدا ٦ باش كه تو را حفظ نمايد، بطرف عراق مرو كه اگر بروى مراجعت نخواهى كرد، عدهاى از ياران على ٧ باو حمله كردند، امير المؤمنين ٧ فرمود:
او را واگذاريد كه او از ما اهل بيت است، پس على ٧ بسوى عراق رفت و كار او آن طور شد كه شد، وقتى كه آن حضرت كشته شد عبد اللَّه بن سلام گفت: اين رأس اربعين است و بعد از اين صلح خواهد شد، هيچ امتى پيغمبر خود را نميكشد مگر اينكه خدا هفتاد هزار از آنها را ميكشد، و خليفه او را نميكشد مگر اينكه خدا بجهت آن، سى و پنج هزار از آنها را ميكشد.