الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٨٢ - اعتراف شريك و ابن ليلى از ارث بردن دختر
بآن ميراث گرده نصف آن را معلوم نمايد، قاضى حكم داد تا كليه مال را بآن دختر دادند، همين كه اين موضوع بگوش مهدى عباسى رسيد در غضب شد و نوح را احضار كرده گفت: به چه مدركى اين طور قضاوت كردى؟ نوح گفت: طبق قضاوت على بن ابى طالب قضاوت كردم زيرا آن حضرت كليه مال را به يك دختر داد چون از آن حضرت پرسيدند بچه مدرك اين قضاوت را كردى؟ فرمود: نصف مال را بدين جهت باو دادم كه فريضه خدا را عمل كرده باشم و نصف ديگر را بجهت آيه شريفه:
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ*.
باو دادم آيه (٦) سوره احزاب يعنى: بعضى از خويشاوندان به بعض ديگر سزاوارترند.
مهدى عباسى گفت: كسى را بياور كه اين شهادت را بدهد و الّا تو را كيفر خواهم كرد، نوح گفت: يا امير المؤمنين تو از فقهاء و قضات راجع به اين مسأله سؤال كن اگر من دروغ گفته باشم هر عملى كه ميخواهى بكن.
مهدى عباسى نامهاى نوشت بفقهاى كوفه از قبيل شريك و ابن ابى ليلا و غير آنها كه متولى قضاوت بودند و آنها را خواست كه در بغداد حاضر شوند، همين كه حاضر شدند راجع بقضاوت نوح از آنها استفتاء كرد همه آنها قضاوت نوح را تصديق كردند و اين قضاوت را از على بن ابى طالب ٧ بچند سند روايت كردند، مهدى عباسى بنوح گفت: اين دفعه تو را بخشيدم ولى اگر مرتبه ديگر اين طور قضاوت كنى تو را خواهم كشت.