الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٥ - عبور على
را داشتيد لياقت خلافت را نيز داشته باشيد در صورتى كه نبوّت با خلافت براى احدى جمع نشدهاند، بجان خودم قسم كه حجت و دليل شما بر مردم مشتبه شده است، زيرا شما ميگوئيد: ما اهل بيت خدائيم پس چرا نبوّت در خانواده ما است و خلافت در خانواده ديگران و اين (مقاله) امر را بر مردم مشتبه ميكند و علت اينكه شبهه را شبهه ميگويند اينست كه نميگذارد حق شناخته شود.
خلافت برضاى عموم و شوراى خصوص، نصيب مردان زنده قريش خواهد شد، مردم نميگويند: اى كاش بنى هاشم سرپرست ما بودند اگر بنى هاشم سرپرست ما بودند براى دين و دنياى ما خوب بود، مردم بدور غير شما جمع نشدهاند كه شما را از خلافت ممنوع كنند، اگر شما قبل از اين بخلافت مايل نبوديد امروز براى آن با ما قتال نميكرديد، شما گمان ميكنيد كه داراى سلطنت هاشمى و مهدى قائم هستيد در صورتى كه مهدى عيسى بن مريم است و امر خلافت در دست ما خواهد بود تا اينكه آن را بعيسى واگذاريم قسم بجان خودم اگر شما سلطنت ميكرديد خطر هلاكت براى مردم از عذاب قوم هود و ثمود بيشتر بود، آنگاه معاويه ساكت شد.
بعد از گفتگوى معاويه عبد اللَّه بن عباس از جاى برخاست و حمد و ثناى خداى را بجاى آورده گفت: اما اينكه گفتى: ما به وسيله نبوّت مستحق خلافت نيستيم اگر بجهت نبوّت استحقاق خلافت را نداشته باشيم پس بچه وسيله اين استحقاق را خواهيم داشت؟ (يعنى با بودن اين وسيله احتياجى بوسائل ديگر نيست).
اما اينكه گفتى: نبوّت و خلافت براى احدى جمع نميشود پس