الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٩٧ - علت صلح امام حسن
كرده كه گفت: هشتاد نفر از اهل بدر و دويست و پنجاه نفر از اهل بيعت شجره با على ٧ بودند. و در روايت ديگر است كه اويس قرنى در روز صفين با علي ٧ بود.
(باب شانزدهم:) أبو سعيد خدرى ميگويد: در آن بينى كه رسول خدا ٦ مشغول تقسيم (غنيمت؟) بود مردى از بنى تميم بلند شد و گفت: يا رسول اللَّه ٦ در تقسيم كردن عدالت را مراعات كن آن بزرگوار در جوابش فرمود: واى بر تو اگر من عدالت را مراعات نكنم كه خواهد كرد؟
عمر گفت يا رسول اللَّه ٦ اجازه بده تا گردن اين منافق را بزنم، فرمود: نه زيرا او را اصحابى است كه يكى از آنها نماز و روزه خود را با نماز و روزه آنها تحقير ميكند و نظير صيد تير خورده از دين خارج ميشوند. نظر به تير ميكند و چيزى نميبيند، نگاه بآب دهان ميكند غير از سرگين و خون چيزى نميبيند، در زمان فرقهاى از مردم خارج ميشوند و علامت آنها اين است كه در بين آنها مرد مجنونى است كه نصف يكى از دستهايش نظير پستان زن و نصف ديگر چون پاى انسان است.
أبو سعيد گويد: من اين مقاله را از رسول خدا ٦ شنيدم و موقعى كه على ٧ با آنها قتال ميكرد من با او بودم و آن شخصى (را كه پيغمبر فرموده بود) آوردند آن شخص داراى همان صفاتى بود كه رسول خدا ٦ فرموده بود.
[علت صلح امام حسن ٧ با معاويه]
(باب هفدهم:) سفيان بن أبى ليلا ميگويد: وقتى كه امام حسن ٧ از نزد