الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٢١٩ - نقل حكاياتى و حكايت دو ملكى كه نزد داود آمدند
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ[١].
هارون بن حسن گفت: آرى پدر زيد بود و پدر احدى از مردان آنها نبود ولى پدر پسرهاى دختر خود بود، خدا در قرآن كريم عيسى را ذكر كرده و نسبت او را بابراهيم ٧ داده آن حضرت را از فرزندان ابراهيم قرار داده است چنان كه ميفرمايد:
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ الى قوله وَ عِيسى.
و رسول خدا ٦ ميفرمايد: براى هر پيغمبرى ذريّهاى هست و ذريّه من از صلب على ٧ است.
ابو حنيفه گفت: بگو بدانم براى چه على ٧ با عباس نزد ابو- بكر خصومت كردند، كدام يك از آنها بر حق و كدام بر باطل بودند؟
هارون گفت: تو بگو بدانم آن دو ملكى كه نزد حضرت داود خصومت آوردند كدامشان بر حق و كدام بر باطل بودند؟
ابو حنيفه گفت آنها هر دو بر حق بودند و منظورشان تنبيه داود ٧ بود، هارون گفت: على و عباس هم همين منظور را داشتند، رشيد لبخندى زده گفت: آن كسى كه نسبت كفر را بتو ميدهد خدا با او نباشد.
مترجم گويد: در اول بخش چهارم اين كتاب نوشتهايم كه تعداد فصلهاى اين بخش چهل و يكى است ولى دو فصل از آخر اين بخش را بعلت ناتمام بودن معنى آنها ترجمه نكرديم. و چون مؤلّف اين كتاب يعنى سيد بن طاوس رحمه اللَّه عالمى بسيار جليل القدر است ما به ترجمه
[١] سوره احزاب، آيه( ٤٠) يعنى: حضرت محمد٦ پدر هيچ يك از مردان شما نيست- مترجم.