الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٢١٨ - نقل حكاياتى و حكايت دو ملكى كه نزد داود آمدند
از صلب عباس پسرى بوجود نيامده كه نامش على باشد.
گفت: آرى ولى خدا در قرآن كريم عمو را پدر ناميده است زيرا كه از قول فرزندان يعقوب حكايت ميكند: نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ[١] در صورتى كه اسماعيل پدر يعقوب نبود. و نيز (در قرآن مجيد) خاله را مادر ناميده و فرموده:
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ[٢] زيرا (منظور از پدر و مادرى كه در اين آيه شريفه است) حضرت يعقوب و خاله يوسف ٧ است، و مادر حضرت يوسف قبل از آن از دنيا رفته بود.
ايّها الرشيد! على ٧ هم همين طور است (يعنى باين بيان مىشود گفت: على پسر عباس است) تو ميخواهى او را مقدّم بدارى بدار و ميخواهى مؤخّر بدانى بدان.
ابو حنيفه گفت: نظريه شما در باره امام حسن و امام حسين ٨ چيست آيا آنها پسران رسول خدا ٦ هستند در صورتى كه خداى تعالى ميفرمايد:
[١] سوره بقره، آيه( ١٧) يعنى:( فرزندان يعقوب در جواب پدر گفتند:) ما خداى تو و خداى پدران تو ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را عبادت ميكنيم- مترجم.
[٢] سوره يوسف، آيه( ١٠١) يعنى حضرت يوسف، پدر و مادر خود را بالاى تخت قرار داد- مترجم.