الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٨٥ - داخل شدن على بن الحسين
دارد و انسان در آن جا هميشه خوشحال است و هيچ وقت حزن و غم و افكار باطله دچار انسان نميشود، و پير و جوان همگى از اين جهت يكسانند عجائب و تازگى ميوهجات آنها قابل احصاء نيست نهرها و برجهاى عجيبى دارد و طبيعت خون انسان و غيره را تقويت مينمايد.
آنگاه ميگويد: اهل تبت آن قدر خوشحال و سر كيفند كه هر گاه كسى از آنها بميرد چندان محزون و ناراحت نميشوند، و بعد از آن ميگويند: موقعى كه تبّع از يمن حركت كرد و از نهر جيحون عبور نموده به بخارا آمد و از آنجا وارد سمرقند شد و آن را مخروبه ديد براى عمران و آبادى آن اقدام نموده و در آن جا اقامت كرد، سپس از آن جا بطرف صين آمده مدت يك ماه در صين گردش كرد و تبت را بنا كرد و تعداد سى هزار نفر از اصحاب خود را در آن جا ساكن نمود.
(فصل يازدهم:) رسول خدا ٦ ميفرمايد: كسى بر مردم ظلم نميكند مگر اينكه زنا زاده باشد يا رگى از زنازادگى در او وجود داشته باشد.
روزى آن حضرت براى زنان صحبت ميكرد، يكى از زنان آن بزرگوار گفت: يا رسول اللَّه اين حديث خرافه است، فرمود: تو ميدانى خرافه چيست؟ خرافه مردى است پليد كه زن او از جنّ بوده و مدتى در ميان اجنّه زندگى ميكرده و بعد از آن او را رها كردند و او هر چه از آنها ديده بود براى مردم نقل ميكرد و بنقليات او خرافه ميگفتند.
[داخل شدن على بن الحسين ٨ بر عمر بن عبد العزيز]
(فصل دوازدهم:) على بن الحسين ٧ بر عمر بن عبد العزيز وارد شد و عدّهاى از رجال هم در آنجا بودند، همين كه آن حضرت از آن جا تشريف بردند عمر بن عبد العزيز باهل مجلس گفت: شريفترين مردم كيست؟ گفتند: