الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٤١ - صفت اصحاب مهدى
يك نوع سبز شدن نيكوئى، آنگاه حسنى لشكر را تسليم آن حضرت نموده و خود در جلو لشكر قرار ميگيرد، بعد از آن سر و صدائى در دمشق بپا مىشود كه ميگويند: اعراب و حجاز براى شما جمع شدهاند، سفيانى به اصحاب خود گويد: اين گروه چه ميگويند؟ در جوابش گويند: اينها اصحابى هستند ناتوان و غير فعّال و ما اصحابى هستيم با حيله و اسلحه تو با ما بيا تا بر آنها خروج كنيم.
احنف پرسيد يا امير المؤمنين سفيانى از چه گروهى است؟ حضرت فرمود: از بنى اميه است و دائيهاى او كلب ميباشد، نام او عنبسه بن مرة بن كليب بن سلمة بن عبد اللَّه بن عبد المقتدر بن عثمان بن معاوية بن ابى سفيان بن حرب بن امية بن عبد شمس است كه شرير ترين و ملعون ترين و ظالمترين خلق خدا است.
سفيانى با لشكر و مالهاى سوارى خود خروج ميكند و تعداد صد و هفتاد هزار نفر با او خواهند بود و در بحيره طبريه نزول ميكنند، آنگاه مهدى ٧ در حالى كه جبرئيل ٧ در جلو او است بسوى سفيانى حركت ميكند و در شب راه ميروند و روز پنهان ميشوند و مردم هم از آن حضرت متابعت ميكنند تا اينكه در بحيره طبريه با سفيانى مصادف ميشوند و خدا بسفيانى غضب ميكند خلق خدا هم بجهت غضب خدا به او غضب ميكنند پرندهها آنها را با پر و بال خود سنگباران ميكنند و كوهها با سنگهاى خود و ملائكه با صداهاى خود آنها را مورد حمله قرار مىدهند، ساعتى طول نميكشد كه خدا كليه اصحاب سفيانى را هلاك مينمايد و غير از سفيانى كسى از آنها باقى نميماند، آنگاه مهدى ٧ او را گرفته در زير درختى كه شاخههاى آن بطرف بحيره طبريه متمايل است ذبح ميكند و شهر دمشق را تصرف مينمايد، بعد از آن پادشاه روم با صد هزار صليب كه