الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ١٤٢ - صفت اصحاب مهدى
در زير هر صليبى ده هزار نفر قرار دارد خروج ميكند[١] و طرسوسا را با نيزه فتح نموده و اموال مردم را غارت مينمايد.
آنگاه خداى عالم جبرئيل را ميفرستد تا شهر مصيصه (شهرى است در شام) و منزلها و آنچه در آن است از جا كنده در بين آسمان و زمين معلّق مىنمايد و پادشاه روم با لشكر خود حركت كرده در جاى شهر مصيصه نزول كرده ميگويند: چه شد آن شهرى كه روم و نصرانيت از آن خائف بود؟ در جواب صداى خروسهاى و سگها و حيوانات را از بالاى سر خود مىشنوند.
سيد بن طاوس ميگويد: اين عين عبارتى بود كه ما از كتاب سليلى يافتيم و ذكر كرديم.
(باب هشتادم:) عبد اللَّه از رسول خدا ٦ روايت كرده كه فرمود: اگر از دنيا بيشتر از يك شب باقى نماند خدا آن شب را طولانى ميكند تا مردى از اهل بيت من كه نام او نام من و نام پدرش نام پدر من است مالك اين امت شود و زمين را پر از عدل و داد كند آن طور كه پر از ظلم و جور شده باشد و مال را بطور مساوى تقسيم كند و خدا بطورى بىنيازى را در دل اين امت جاى گزين نمايد كه شخص مىآيد خدمت آن حضرت و ميگويد: پولى بمن بده آن بزرگوار ميفرمايد: برو نزد خازن، چون پيش خازن مىآيد آنقدر به او عطا ميكند كه ميگويد: آن وسعتى كه به امت محمّد ٦ داده شده مرا بس است و آنچه كه به او عطا شده ردّ ميكند و ميگويد: من
[١] صليب: دو چوب يا دو خط يا امثال اينهاست كه در حال تقاطع باشند مثل اين. مترجم.