ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٨١ - (رسول خدا دو نماز را ترك نكرد)
يكى دو ركعت بعد از نماز عصر و آن ديگر دو ركعت پيش از نماز صبح[١] ١٠٦- عبد الواحد بن ايمن گويد: پدرم گويد: كه به نزد عايشه شدم تا از او بپرسم دو ركعت بعد از نماز عصر چه بوده است؟ عايشه گفت: بخدائى كه روحش را (مقصود عايشه پيغمبر بود) باز گرفت كه پيغمبر آن دو ركعت نماز را ترك نكرد تا آنكه بديدار خداوند نائل گرديد و تا آن هنگام كه از نماز خواندن سنگين شد و در اثر بيمارى بسيارى از نمازهاى خود را نشسته ميخواند، گفتم: عمر كه بخلافت نشست اين دو ركعت نماز را غدقن كرد، گفت: راست ميگوئى ولى رسول خدا چون از سنگينى بار امت مىترسيد و هر چه امت سبكبارتر رسول خدا را خوشتر بود لذا اين دو ركعت را در مسجد نميخواند[٢]
[١] اين روايت را مسلم در صحيح خود ج ٢ ص ٢١١ از ابى اسحاق از عبد الرحمن و او از پدرش نقل كرده است و در آن روايت چنين است كه دو نماز را رسول خدا در خانه من ترك نفرمود نه در آشكار و نه در پنهان الخ.
[٢] احمد در مسند خود و طبرانى در معجم كبيرش از زيد بن خالد جهنى نقل كردهاند كه عمر بن الخطاب در دوران خلافتاش روزى زيد بن خالد را ديد كه پس از نماز عصر دو ركعت نماز ميخواند عمر بسوى او رفت و او را با تازيانه زد و او هم چنان بنماز خود ادامه داد همين كه از نماز فارغ شد گفت: يا امير المؤمنين بخدا قسم من هرگز اين دو ركعت را ترك نخواهم كرد زيرا خودم ديدم كه رسول خدا اين دو ركعت نماز را ميخواند راوى گويد: عمر نزد زيد بر زمين نشست و گفت: اى زيد بن خالد اگر نه اين بود كه ميترسم مردم اين دو ركعت را وسيلهاى قرار دهند و تا شب بنماز خواندن بپردازند من تو را با تازيانه نميزدم و در مجمع الزوائد ج ٢ ص ٢٢٢ از تميم دارى نظير همين روايت را نقل كرده است و در آن روايت چنين است كه( ولى من ميترسم كه پس از شما جمعى بيايند كه پس از عصر تا غروب آفتاب نماز بگذارند و در نتيجه ساعتى را كه رسول خدا از نماز خواندن در آن ساعت نهى فرموده است بنماز مشغول باشند، توضيح! مقصود عمر از ساعتى كه رسول خدا نماز در آن ساعت را نهى فرموده است هنگام غروب آفتاب است كه از طريق عامه و خاصه نقل شده است و در كتاب وسايل در باب مواقيت ص ٢٤٥ ب ٣٨ رواياتى است كه از نماز خواندن هنگام طلوع آفتاب و غروب آن نهى فرموده است كه شيخ ره نهى در اين روايات را بكراهة حمل نموده زيرا در روايات ديگر نماز خواندن در اين دو وقت را جائز شمرده و احتمال هم داده است كه روايات ناهيه از باب تقيه باشد و در صورت صحت روايات ناهيه حكمت نهى شايد هم آهنگى نكردن با آفتاب پرستان است و يا تأخير نينداختن نماز واجب تا آخر وقت.