ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٦٤ - (خداى عز و جل شش خصلت را براى پيغمبر خود و جانشينان پيغمبر كه فرزندان اويند و براى پيروان آنان روا ندانسته)
و مورچه و قورباغه و وركاك (مرغى كه گنجشك را شكار ميكند) و هدهد و پرستو اما زنبور عسل براى آنكه غذاى پاكيزه ميخورد و غذاى پاكيزه از خود بجاى ميگذارد و آن همان است كه خداى عز و جل باو وحى كرد با اينكه نه از جن بوده و نه از انس، اما مورچه براى اينكه در زمان سليمان بن داود سال قحطى شد و مردم از شهر بيرون آمده دست بدعا برداشتند و از خدا باران خواستند كه ناگاه ديدند مورچهاى بر دو پاى ايستاده و دستها را بسوى آسمان بلند كرده و ميگويد بار الها ما مورچهگان نيز از آفريدگان تو هستيم و از فضل تو بىنياز نيستيم روزى ما را از نزد خود برسان و ما را بكيفر گناهان بىخردان از فرزندان آدم گرفتار مكن سليمان بمردم فرمود بخانههاى خود بازگرديد كه خداوند بواسطه دعاى ديگران بشما باران خواهد فرستاد، و اما قورباغه براى آنكه چون آتش براى سوزاندن ابراهيم برافروخته شد همه حشرات زمين بخداوند شكايت نمودند و اجازة خواستند كه آب بر آن آتش بريزند و خداى عز و جل بهيچ يك از آنان اجازة نفرمود مگر بقورباغه كه در راه انجام اين وظيفة دو سوم از پيكر او سوخت و يك سوماش باقى ماند و اما هدهد براى اينكه راهنماى سليمان بود بكشور بلقيس و اما وركاك براى اينكه او يك ماه راهنماى آدم بود از نواحى سرانديب تا حوالى جدة و اما پرستو براى اينكه از شدت تأثر بر ستمهائى كه بر ما خاندان شد هميشه در فضا سرگردان است و تسبيحش خواندن سوره
الحمد للَّه رب العالمين
است متوجه نيستيد كه
و لا الضالين
ميگويد؟
(خداى عز و جل شش خصلت را براى پيغمبر خود و جانشينان پيغمبر كه فرزندان اويند و براى پيروان آنان روا ندانسته)
١٩- رسول خدا ٦ فرمود: همانا خداى عز و جل شش خصلت را بر من روا ندانسته و همانها را