ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٣٩ - (كلماتى كه خداوند ابراهيم را با آنها آزمود و ابراهيم آنها را بپايان رسانيد پنج كلمه بود)
نگاه دوم است كه گناه شمرده شود بدليل آنكه پيغمبر بامير المؤمنين فرمود يا على نگاه اول بسود تو است ولى نگاه دوم بزيان تو است (و چون ابراهيم يك بار نگاه كرده است استفاده مىشود كه نگاه كردن به ستارگان را بعنوان استدلال جايز نميدانسته و اعتقادى به ستارهشناسى نداشته است).
و يكى از معانى آن شفاعت است كه گذشت روزگار پرده از روى آن برداشت بدليل فرموده خداى عز و جل كه فرمايد چون ابراهيم به پدرش و خويشانش گفت اين پيكرهها چيست كه شما شب و روز در پيشگاه آنها پرستش داريد؟ گفتند ما پدران خود را نيز اين چنين يافتيم كه همين بتها را مىپرستيدند فرمود حقيقتا كه خود و پدرانتان در گمراهى آشكارى بودهايد گفتند حقيقتى را براى ما آورده اى يا ما را ببازى گرفتهاى گفت بلكه پروردگار شما پروردگار آسمانها و زمين است همان خدائى كه آسمان و زمين را آفريد و من خود يكى از گواهانم كه بحقانيت اين طلب گواهى ميدهم و بخدا سوگند كه پس از بازگشت شما تدبيرى در باره بتهاى شما خواهم انديشيد سپس همه بتها را قطعة قطعة كرد مگر بت بزرگشان را تا مگر بسوى او باز گردند پيداست كه ايستادگى يك تن در برابر هزاران تن از دشمنان خداى عز و جل كمال شجاعت است سپس بردبارى آن حضرت كه در گفتار خداى عز و جل باين معنى اشاره شده است (سوره هود آيه ٧٧) براستى كه ابراهيم برد بار و نالان و اهل توبة و انابة است.
سپس سخاوت آن جناب كه در ضمن داستان مهمانان عزيز ابراهيم بيان شده است.
سپس كنارهجوئىاش از خاندان و قبيله كه در (سوره مريم) آيه ٤٨) بآن معنا اشارت رفته است كه ميفرمايد من از شما و از هر چه جز خدا مىپرستيد كناره خواهم گرفت و ديگر امر بمعروف و نهى از منكر كه بيانش در آيه شريفه (٤٢- ٤٥ سوره (٤) اى پدر چرا چيزى را كه ناشنوا و نابينا و بىفائده است