ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٢٤ - (خداى عز و جل به پيغمبرش پنج چيز عطا فرمود و بعلى پنج چيز)
اين روايت درست نيايد چون جمله امام كه فرمود شتر از يك نفر كافى است بدنبال سؤال راوى است كه مىپرسد از چند نفر كافى است و اين چنين جمله را نتوان بر معناى نص ديگر حمل كرد مخصوصا با ملاحظه اينكه راوى معناى ظاهر جمله را مجددا بطور نص و صريح سؤال كرده كه چگونه شتر از بيش از يك نفر كافى نيست و امام بدون انكار فهم راوى علت را بيان فرموده است.
(پيغمبر را پنج چيز عطا شده است كه بهيچ كس پيش از او عطا نشده است)
٥٦- رسول خدا ٦ فرمود: پنج چيز بمن داده شده است كه پيش از من به هيچ كس داده نشده است، روى زمين سجدهگاه و پاككننده براى من مقرر شده است و هراسى كه از من بدل دشمن است ياور من گرديد، و غنيمت بر من حلال شد و كلمات جامع و پر معنى بمن داده شد و شفاعت بمن عطا گرديد.
(خداى عز و جل به پيغمبرش پنج چيز عطا فرمود و بعلى پنج چيز)
٥٧- ابن عباس گويد: شنيدم از پيغمبر كه مىفرمود: خداى تبارك و تعالى پنج چيز بمن عطا فرمود و پنج چيز بعلى ٧ گفتارهاى پر مغز بمن عطا فرموده و دانش پر مغز بعلى مرا پيغمبر قرار داد و او را جانشين، مرا كوثر داد، و او را سلسبيل بمن وحى عنايت فرمود باو الهام مرا بعالم بالا برد و براى او درهاى آسمانها را گشود و حجابها برداشت كه هر چه من ديدم او هم ديد حديث طولانى است مورد نيازش نقل شد