ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٠٥ - (پيغمبر با پنج شمشير برانگيخته شد)
شمشير دوم بروى اهل ذمة است خداى تعالى فرمود با مردم به نيكوئى سخن بگوئيد اين آية در باره اهل ذمة فرود آمد ولى پس از چندى با آيه ديگر نسخ شد و آن اين بود كه فرمود با كسانى كه ايمان بخدا و روز باز پسين ندارند و حرام خدا و رسولش را حرام نميدانند و اين حق را نمىپذيرند از آن گروه مردمى كه آنان كتاب داده شد بجنگيد تا از دست خود با خوارى جزية بدهند[١] هر كس از آنان كه در كشور اسلامى باشد جز به جزية دادن و يا كشته شدن هيچ پذيرفته نيست اگر جزية را بر خود پذيرفتند اسير كردنشان بر ما حرام است و اموالشان محترم و زن گرفتن از آنان براى ما حلال و هر كس از آنان در كشورى باشد كه با اسلام بجنگند اسير كردنشان و تاراج اموالشان بر ما حلال است ولى زن گرفتن از آنان جايز نيست و بجز كشته شدن و يا مسلمان شدن هيچ از آنان پذيرفته نگردد.
شمشير سوم بروى مشركين عجم است كه ترك و ديلم و خزر باشند، خداى عز و جل در سورهاى كه با آيه الذين كفروا شروع مىشود (سوره محمد) فرموده است با كافران كه برخورديد دستور، گردن زدن است تا آنجا كه از پايشان در آوريد و در بند محكمشان كشيد كه يا منت بپذيرند و يا فداء دهند و آزاد گردند[٢] يعنى بمسلمانان بهاى سر بدهند و از كشته شدن نجات يابند از اينان نيز جز كشته شدن و يا مسلمان شدن هيچ پذيرفته نگردد و تا در كشور كفر هستند زن گرفتن از آنان براى ما روا نيست.
و اما شمشير چهارم كه پيچيده است شمشيرى است كه بروى مردم ستمگر و ماجراجو كشيده شود خداى تبارك و تعالى ميفرمايد اگر دو گروه از مسلمانان با هم جنگيدند ميانشان صلح بدهيد و اگر يكى از اين دو گروه بر ديگرى ستم كرد و حاضر بصلح نشد با آن دسته ستمكار بجنگيد تا بآنچه خداوند دستور داده باز گردد.[٣]
[١] التوبة: ٣٠
[٢] محمد٦: ٤
[٣] الحجرات: ٩