ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٨١ - (حديث پيغمبر از چهار كس بدست مردم رسيد كه پنجمى ندارند)
خصلتها در كسى باشد يك خصلت از نفاق در او است تا آنگاه كه آن خصلت را ترك گويد كسى كه چون سخنى گويد دروغ گويد و چون وعده دهد بوعده خويش عمل نكند و چون پيمان بندد بمكر و حيله بر سر پيمان نماند و چون با كسى در افتد ناسزا گويد.
(چهار نفر پادشاه همه روى زمين شدند دو مؤمن و دو كافر)
١٣٠- امام صادق ٧ فرمود: چهار كس پادشاه همه روى زمين شدند دو مؤمن و دو كافر، دو مؤمن سليمان بن داود بود و ذو القرنين، و دو كافر نمرود بود و بخت نصر و نام ذو القرنين عبد اللَّه بن ضحاك بن معد بود.
(حديث پيغمبر از چهار كس بدست مردم رسيد كه پنجمى ندارند)
١٣١- سليم بن قيس هلالى گويد: بامير المؤمنين عرض كردم يا امير المؤمنين من از سلمان و ابى ذر و مقداد كمى از تفسير قرآن و حديثهائى از پيغمبر شنيدهام كه بجز آن مطالبى است كه در دست مردم است و آنچه را كه از اين سه نفر شنيدهام شما نيز تصديق فرموديد ولى در دست مردم از تفسير قرآن و احاديث پيغمبر خدا مطالب فراوانى است كه شماها با آنان در آن گونه مطالب مخالفيد و معتقديد كه همه آن