ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٨٩ - (گفتار ابى بكر كه اندوهى از دنيا بر دل ندارم جز اينكه اى كاش سه كار كه از من سر زد سر نزده بود و سه كار را كه انجام ندادم اى كاش انجام داده بودم و اى كاش سه چيز را از رسول خدا پرسيده بودم)
خداوند توبه ميكنم: از اينكه اسيران يمن را باز گرداندم و از اينكه از لشكر اسامة باز گشتم با اينكه رسول خدا او را امير لشكر كرده بود و لازم بود كه ما در زير پرچم او باشيم و از پيمانى كه بر عليه اين خاندان بستيم كه پس از وفات رسول خدا نگذاريم يكنفر از افراد اين خانواده بر ما فرمانروائى كند ٢٢٧- زياد بن عيسى گويد: شنيدم از امام باقر ٧ كه ميفرمود عمر را چون مرگ فرا رسيد گفت: توبه ميكنم بسوى خدا از اينكه از لشكر اسامة باز گشتم و توبه ميكنم بسوى خدا از اينكه اسيران يمن را آزاد نمودم و توبه ميكنم از تصميمى كه در دلهاى خود گرفتيم و از خداوند ميخواهيم كه ما را از زيان آن تصميم نگاه دارد و براستى كه بيعت ابى بكر كارى بود بىمشورت و ناگهانى.
(گفتار ابى بكر كه اندوهى از دنيا بر دل ندارم جز اينكه اى كاش سه كار كه از من سر زد سر نزده بود و سه كار را كه انجام ندادم اى كاش انجام داده بودم و اى كاش سه چيز را از رسول خدا پرسيده بودم)
٢٢٨- پدر عبد الرحمن بن عوف گويد: ابو بكر در همان بيمارى كه از دنيا رفت گفت:
آگاه باشيد كه من از دنيا هيچ اندوهى بدل ندارم جز اينكه اى كاش سه كارى را كه كردهام نميكردم و سه كارى را كه نكردهام انجام ميدادم و سه چيز كه اى كاش از رسول خدا پرسيده بودم اما آن سه كار