انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٩١
در عصر حكومت جهانىاش، پس ميزان عرفان و حرمان، انگيزه است. هرقدر انگيزه به نور و فطرت نزديكتر باشد، از حجب- حتى حجب نور- وارستهتر و به مبدأ نور وابستهترند؛ تا آنجا كه سخن از وابستگى نيز كفر است.[١]
امام در آن نامه مىگويد از زيربار مسئوليتى كه خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالى مكن. همچنين ادامه مىدهد كه ميزان در كارهاى انفرادى و اجتماعى قيام للّه است و انذار مىدهد كه كنارهگيرى و عزلت، برخلاف سيره انبياست.[٢]
امامخمينى رسيدن به محبوب را از ميان جامعه و متن مردم مىداند، اما با اينهمه، اساس انديشه او خدامحورى است. از نظر امامخمينى، انسان كامل پس از طى مراحل چهارگانه عرفانى به مقامى همانند مقام انبيا و ائمه مىرسد و عارفى كه به مرحله چهارم (من الحق الى الخلق) نرسد و دست خلق را نگيرد، به كمال نرسيده است. ايشان در آداب الصلوه بيان مىدارد:
سالكى كه بخواهد راه به حقيقت پيدا كند، بايد رحمتهاى حق را به قلب خود برساند و به رحمت رحمانيه و رحيميه متحقق شود و علامت حصول آن در قلب اين است كه با چشم عنايت و تلطف به بندگان خدا نظر كند و خير و صلاح همه را طالب باشد.[٣]
امامخمينى عرفان واقعى را آن مىدانست كه انسان همواره خود را در محضر خدا بداند و خدا را نيز ناظر و حاضر بر اعمال خود. وى كوشيد اين نوع نگاه عرفانى را حتى در ميان سياستمداران سريان دهد. براى مثال، وى خطاب به مسئولان كشور مىفرمود:
همه مورد امتحان خدا هستند. آن وقتى كه قلم به دست مىگيريد، بدانيد در محضر خدا گرفتهايد. آنوقتى كه مىخواهيد تكلم كنيد، زبان شما، قلب شما، چشم شما، گوش شما در محضر خداست. عالم محضر خداست؛ در محضر خدا معصيت نكنيد.[٤]
بر همه اشخاصى كه قلم در دستشان است و زبان گويا دارند، مىخواهيم سفارش كنيم كه متوجه باشند كه قلم آنها، زبان آنها در حضور خداست؛ فردا مؤآخذه دارد.[٥]
[١]. همو، نقطه عطف، ص ١٦- ١٤.
[٢]. همان.
[٣]. همو، آداب الصلوه، ص ٨٤.
[٤]. همو، صحيفه امام، ج ١٣، ص ٤٦١.
[٥]. همان، ج ٢٠، ص ١٢٧.