انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٠٩
چه تفاوتى دارد؟
١. مراحل طرح حكومت اسلامى در انديشه سياسى امام
ايشان بحث از حكومت اسلامى را در سه مرحله بازگفته كه بدانروى مىكنيم.
مرحله اول: طرح حكومت اسلامى بهعنوان يك آرمان
بررسى آثار سياسى امام نشان مىدهد ايشان ابتدا حكومت اسلامى را به عنوان «يك آرمان» در كشف اسرار- در سال ١٣٢٣ ش.- مطرح نمود و آن را حكومتى مطلوب در دوران غيبت دانست كه درپى تحقق قوانين الهى در جامعه است، از همينروى از دولت وقت خواست دنبال چنين حكومتى باشد.[١] امامخمينى در اين كتاب، تنها به بيان ويژگىهاى اين حكومت بهعنوان حكومتى آرمانى پرداخته و برپايه مبانى كلامى خود معتقد است حاكميت از آنِ خداوند است و قانونگذارى مختص اوست. بنابراين هر حكومت غيرالهى نامشروع بوده و تنها حكومت قوانين اسلامى، حكومتى مقبول است. اما به گفته وى:
مجتهدين هيچ وقت با نظام مملكت و با استقلال ممالك اسلامى مخالفت نكردند. فرضاً كه اين قوانين را برخلاف دستورات خدايى بدانند و حكومت را جائرانه تشخيص دهند، باز مخالفت با آن نكرده و نمىكنند؛ زيرا كه اين نظام پوسيده را باز بهتر مىدانند از نبودنش و با آنكه بهجز سلطنت خدايى همه سلطنتها برخلاف مصلحت مردم و جور است و جز قانون خدايى همه قوانينْ باطل و بيهوده است، ولى آنها همين بيهوده را هم تا نظامِ بهترى نشود تأسيس كرد، محترم مىشمارند و لغو نمىكنند.[٢]
مرحله دوم: طرح حكومت اسلامى بهعنوان الگوى جايگزين و نقد سلطنت
امام در مرحله ديگر، حكومت اسلامى را در اواسط دهه چهل شمسى و در كتابهاى البيع و ولايتفقيه مطرح نمود و اين بار از آن به «الگوى جايگزين» ياد كرد و چنين اعلام داشت:
ما موظفيم براى تشكيل حكومت اسلامى جديت كنيم.[٣]
ايشان سپس راهكارهاى تحقق اين ايده را بيان مىدارد. در واقع عوامل مطرح نمودن اين
[١]. بنگريد به: همو، كشف الاسرار، ص ٢٣٩.
[٢]. همان، ص ١٨٦.
[٣]. همو، ولايتفقيه، ص ١١٥.