انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٩٥
ايشان ضمن انتقاد از مسخ هويت انسانى كشور در حكومت پهلوى مىگويد:
اينها نيروهاى انسانى ما را از بين بردند و نگذاشتند رشد بكند. در بين كشور ما جورى [عمل] كردند كه محتواى انسانها را از بين بردند؛ صورتى گذاشتند و محتوا را گرفتند. طورى كردند كه اعتماد ما هم به خودمان تمام شد. استقلال فكرى ما، استقلال روحى ما را از دستمان گرفتند .... ما روحيه خودمان را از دست داده بوديم و هرچه مىشد، در ذهن همه اين بود كه بايد از خارج اين كارها درست بشود. مردم را جورى بار آوردند كه سلب اطمينان كردند از خودشان. استقلال فكر را از ما گرفتند و ما را در فكر و در انديشه و در روح وابسته كردند اين وابستگى بسيار اسفناك است.[١]
نيز مىافزايد:
... برخلاف وابستگى اقتصادى [و] نظامى، وابستگى فكرى بسيار دير قابلجبران است؛ زيرا فكر مىكنيم كه خودمان چيزى نداريم [و] حتى اخلاقمان هم صحيح نيست ... لذا بايد تلاش كرد تا با يك فرهنگ تازه اين موضع را تغيير داد و فرهنگى مىتواند اين تحول را ايجاد كند كه فرهنگ انسانى، اسلامى، استقلالى باشد و مال خودمان باشد و اين امر مدتها طول مىكشد.[٢]
ايشان در جايى ديگر مىگويد: «در هر نظامى اگر يك انسان پيدا شود، كارها را متحول مىكند.»[٣] وى همواره مهمترين فاجعه براى كشور را نابودى و مسخ نيروى انسانى مىدانست.
بر همين اساس، يكى از مهمترين وظايف حاكم در جامعه اسلامى، تعليم و تربيت انسانها و شكوفايى استعدادهاى آنان است. امامخمينى بارها بر اصل تعليم و تربيت و تزكيه انسانها انگشت تأكيد مىنهاد و آن را از اهداف و وظايف اساسى حكومت مىشمرد. براى نمونه مىفرمود:
... همه اينها مقدمه اين است كه يك آرامشى در اين بلاد پيدا بشود و دنبال اينآرامش يك سير روحى پيدا بشود؛ يك هدايت به سوى خدا پيدا بشود. آن چيزىكه اساس است، سير الىالله است؛ توجه به خداست. همه عبادات براى اوست. همه زحمات انبيا- از آدم تا خاتم- براى اين معنا هست كه سير الىالله باشد.[٤]
[١]. همان، ص ١١٩.
[٢]. همان.
[٣]. همان، ص ١٢٦.
[٤]. همان، ج ١٩، ص ٥١.