انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٩٦
است؛ آنگونه كه مىتوان سنگبناى اساسى انديشه سياسى امام را در اين موضوع كاويد.
امامخمينى در آثار مختلف خود مىكوشد بدين سؤالات پاسخ دهد: آيا سياست جزء برنامه اسلام است؟ آيا جامعه مسلمانان بايد حكومت خود را براساس تعليمات اسلام برپا كنند؟ آيا اسلام در مورد چگونگى اداره جامعه و سياست داراى دستورالعملهاى خاصى است؟ اصولًا سياست در اسلام چه جايگاهى دارد؟
١. زمينههاى طرح موضوع از سوى امامخمينى
طرح اين بحث از سوى امام در شرايطى مطرح شد كه يك جريان فكرى سكولار در كشور- كه در دوران پهلوى قدرت يافته بود- بهشدت تلاش مىكرد دين را در عرصههاى سياسى و اجتماعى تضعيف كند. اين جريان، دين را امرى فردى مىدانست و حضور آن را در عرصه سياسى و اجتماعى مغاير با آموزههاى دينى و از سويى مانعى براى الگوى نوسازى مىشمرد. در آن هنگام، كلمه «آخوند سياسى» (به گفته امامخمينى) نوعى معناى منفى داشت و روزنامه خواندن روحانيان و آگاهى آنها از مسائل سياسى- اجتماعى نقص معنوى بهشمار مىرفت.[١] همچنين دخالت در امور سياسى برخلاف شأن روحانيت تصور مىشد[٢] و وظيفه آنها تحصيل علومى بود كه به جامعه و سياست ارتباطى نداشت.[٣] شأن بزرگ اهل علم، ناآگاهى از سياست بود و اگر روحانى با سياست آشنايى نداشت، وى شخصى بزرگوار محسوب مىشد.[٤] اين ديدگاه مبتنى بر تفكر سكولاريستى بود كه در ايران ترويج مىشد.
اصولًا سكولاريسم يا نظريه جدايى دين از سياست، نظريهاى است كه برپايه آن، سياست و دين حوزه عملكردى جداگانه دارند. به تعبيرى، حوزه عملكرد سياست، اجتماع و جامعه بوده و حوزه عملكرد دين نيز فرد است. اين نظريه در مغربزمين از پايان قرون ميانه (وسطى) به بعد مطرح شد و در جهان اسلام نيز بهويژه در دوران معاصر و متأثر از نگرشهاى غربى موردتوجه قرار گرفت و طرفدارانى يافت.
[١]. مؤسسه تنظيم و نشر آثار امامخمينى، تبيان( دفتر چهل و پنجم)، حكومت اسلامى و ولايتفقيه، ص ١٧.
[٢]. همان.
[٣]. همان.
[٤]. همان.