انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١١٤
از آنجا كه پيامبر الگوى مسلمانان است و آنان در رفتار خود به پيامبر اقتدا مىكنند، مسلمانان نيز موظف به تشكيل حكومتاند.
سه. تعيين حاكم اسلامى و خليفه از سوى پيامبر
به گفته امامخمينى، «پيامبر اسلام براى پس از خود به فرمان خدا تعيين «حاكم» كرده است. وقتى خداوند متعال براى جامعه پس از پيامبراكرم (ص) حاكم تعيين مىكند، به اين معناست كه حكومت پس از رحلت رسولاكرم (ص) نيز لازم است و چون رسولاكرم (ص) با وصيت خويش فرمان الهى را ابلاغ مىنمايد، ضرورت تشكيل حكومت را نيز مىرساند. پس از رسولاكرم، خليفه وظيفه و مقام پيامبر را دارد و رسولاكرم (ص) كه خليفه تعيين كرد، فقط براى بيان عقايد و احكام نبود، بلكه همچنين براى اجراى احكام و تنفيذ قوانين بود. وظيفه اجراى احكام و برقرارى نظامات اسلام تعيين خليفه را تا حدى مهم گردانيده بود كه بدون تعيين آن پيغمبراكرم (ص) ... رسالت خويش را به اتمام نمىرسانيد؛ زيرا مسلمانان پس از رسولاكرم (ص) نيز به كسى احتياج داشتند كه اجراى قوانين كند؛ نظامات اسلام را در جامعه برقرار گرداند؛ تا سعادت دنيا و آخرتشان تأمين شود.»[١]
امامخمينى مىافزايد:
با توجه به اين سيره پيامبر، پس از رحلت رسولاكرم (ص) هيچيك از مسلمانان در اين معنا كه حكومت لازم است، ترديد نداشت. هيچ كس نگفت حكومت لازم نداريم. چنين حرفى از هيچ كس شنيده نشد. در ضرورت تشكيل حكومت همه اتفاقنظر داشتند. اختلاف فقط دركسى بود كه عهدهدار در اين امر شود و رئيس دولت باشد. لهذا پس از رسولاكرم (ص)، در زمان متصديان خلافت و زمان حضرتامير (ع) هم حكومت تشكيل شد؛ سازمان دولتى وجود داشت و اداره و اجرا صورت مىگرفت.[٢]
چهار. نياز بسيارى از قوانين اسلام در اجرا به حكومت
دليل ديگر بر لزوم تشكيل حكومت، ماهيت و كيفيت قوانين اسلام (احكام شرع) است. ماهيت و كيفيت اين قوانين مىرساند كه براى تكوين يك دولت و به منظور اداره سياسى و
[١]. همان، ص ٧.
[٢]. همان، ص ٢٠.