انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٧٥
از نظر امام، مهمترين محورهاى استقلال از اين منظر، استقلال فكرى، فرهنگى، علمى و سياسى است. براى نمونه، ايشان بر نفى سلطه فرهنگى تأكيد بسيار دارد و بزرگترين وابستگى را وابستگى فكرى و فرهنگى مىداند:
همانطور كه كراراً تذكر دادهام، بزرگترين وابستگى ملتهاى مستضعف به ابَرقدرتها ومستكبرين، وابستگى فكرى و درونى است كه ساير وابستگىها از آن سرچشمه مىگيرد و تا استقلال فكرى براى ملتى حاصل نشود، استقلال در ابعاد ديگر حاصل نخواهد شد.[١]
او براى رسيدن به استقلال فكرى، فرهنگى، علمى و سياسى، بر خودشناسى، خودباورى، اعتماد به نفس، احياى ميراث فرهنگى، عزم ملى در به وجود آوردن انسانهاى متعهد براى اداره جامعه و ... اصرار مىورزد.
راهكارهاى رسيدن به استقلال در ديدگاه امامخمينى
رهيافتهاى متعددى براى حفظ استقلال جوامع بشرى مطرح شده كه يكى از آنها رهيافت انزواطلبى است كه قائلان به آن معتقدند تا زمانى كه ملتى غير از خود، از ديگران قطع اميد نكند و بر استعدادها و امكانات داخلى خود متمركز نشود نمىتواند به استقلال برسد.[٢] اينها نتيجه گرفتهاند كه براى رسيدن به اين هدف بايد ارتباط خود را بهكلى با جهان خارج قطعكنند.
بررسى سخنان و سيره سياسى امامخمينى نشان مىدهد كه اين رهيافت و چنين نظريهاى درباره استقلال مورد نظر ايشان نبوده است. مثلًا امام چند ماه پيش از پيروزى انقلاب در پاسخ به اين سؤال كه جمهورى اسلامى تحت چه شرايطى به روابط خويش با كشورهاى غربى ادامه خواهد داد، فرمود:
ما نه چاههاى نفت را مىبنديم و نه درهاى مملكت را به روى خود مىبنديم و نه كشور را به بازار مصرفِ هرچه كه غرب مىسازد و مىخواهد به ما تحميل كند، تبديل مىكنيم. ما از نفت استفاده خواهيم كرد، ولى دليلى ندارد كه هميشه صادركننده آن
[١]. همان، ج ١٠، ص ٧٩.
[٢]. اين ديدگاه را مىتوان در بين طرفداران مكتب وابستگى(dependency ) مشاهده كرد.