انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٨٩
قائل نيستيم.[١] تهى كرده بودند ملت را از خودش؛ خودش را اصلًا نمىشناخت؛ هرچه مىديد، غرب مىديد، هرچه مىديد مراكزى كه مراكز قدرت بود، مىديد؛ قدرت خودش را فراموش كرده بود.»[٢]
وى سپس به نقد اين تفكر مىپردازد:
بايد به خودمان اثبات كنيم كه ما هم آدميم، كه ما هستيم در دنيا، كه شرق هم يك جايى است؛ همهاش غربى نيست. شرق هم يك جايى است كه خزاينش بيشتر از همه جا و متفكرينش بيشتر از همهجا بوده. طلب از شرق رفته به غرب؛ تمدن از شرق رفته به غرب، لكن تبليغات چه بوده است كه ما را به عقب زدند؟[٣]
براينپايه، امامخمينى بازگشت به خويش و احياى هويت بومى و تقويت آن را مهمترين عامل حفظ قدرت و استقلال كشور و مانعى فراراه هرگونه سلطه خارجى تلقى مىكند و شناخت آن را نيز سبب حفظ موجوديت كشور در مقابل جريان پرقدرت فرهنگى غرب و موج ايدئولوژى «غربى كردن» مىداند.
٢. عناصر مهم هويتى از ديدگاه امامخمينى
واژه «هويت» سه بار[٤] در سخنان و دستنوشتههاى امام به صورت واژههايى همچون هويت ايرانى- اسلامى و هويت اسلامى به كار رفته است. اما واژگانى كه به معناى هويتاند، بهكرّات در سخنان ايشان آمده است؛ مانند مفاهيمى همچون «ما» (در مقابل ديگرى)، «خود»، «شرقى»، «ايرانى»، «اسلامى» (در مقابل غربى) و يا ملت ايران، مردم ايران و ايرانيان.
در بررسى سخنان امام درباره «خود» و «ما»- كه دو ركن هويت ملىاند- مىتوان به شاخصهايى اشاره كرد كه از نظر ايشان عناصر سازنده هويت ملى هستند. وى در گفتههاى خود بر اصطلاحاتى همچون «شخصيت ايرانى- اسلامى»، «انسان اسلامى»، «آدم اسلامى- شرقى»، «موجود شرقى- اسلامى»، «مغز شرقى»، «انسان خودمانى»، «انسان ايرانى-
[١]. همان، ج ١٠، ص ٧٤.
[٢]. همان، ج ١٣، ص ٤٣.
[٣]. همان، ج ١١، ص ١٩٣.
[٤]. همان، ج ٢٢، واژه هويت.