انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٩٤
اميد به آينده، عدم سلطهپذيرى، حمايت از پيشرفت واقعى و مظاهر واقعى تمدن، نفى هرگونه تقليد غيرعقلانى از ديگران، نقد سنتهاى غيرعقلانى خودى، حفظ كرامت و ارزشهاى اصيل انسانى و جزاينها. بىشك اين موارد خود زمينه هرگونه حركت مستقل و تكاملى جوامع است. به همين دليل امام مىفرمايد: «ما موظفيم انسان درست كنيم. انسان است كه مىتواند جلوى مفاسد را بگيرد.»[١] همچنين مىگفت: بايد تلاش كرد تا «آن مغز غيرانسانى- غير اسلامى متحول شود به مغز انسانى.»[٢] وى احياى هويت انسانى را- كه امرى فطرى است- زمينه ايجاد تحول روحى در فرد و به دنبال آن در جامعه مىداند كه يكى از نتايج آن استقلالطلبى است. دراينباره امامخمينى چنين بيانى دارد:
اگر ما بيدار بشويم ... كه ما هم انسانى هستيم مثل ساير انسانها، ... دنبال بيدارى، اراده پيش مىآيد كه ما بخواهيم خودمان وسايل زندگى اجتماعى خودمان را فراهم كنيم و با كوشش خودمان كارهاى خودمان را انجام بدهيم. مدتى مىگذرد و خودمان صنعتگر خواهيم شد ....[٣]
وى در ادامه، احياى اين هويت را زمينهساز «اميد به آينده» و «تلاش براى سازندگى» دانسته، و يأس و نااميدى را نيز از «جنود ابليس» مىانگارد.[٤] امام با «نفى انسانيت انگلى» معتقد است: «اول بايد باورتان بيايد كه ما هم انسان هستيم؛ ما هم قدرت تفكر داريم؛ ما هم قدرت صنعت داريم و اين قدرت در همه افراد بشر بالقوه وجود دارد. اگر اين باور براى شما پيدا شد، زود تسليم قدرتهاى بزرگ نخواهيد شد.» وى در ادامه، اساس وابستگى ملت را وابستگى فكرى او و باورهايش مىداند[٥] و مىافزايد:
ما بايد اين را بفهميم كه همه چيز هستيم و از هيچ كس كم نداريم و ما كه خودمان را گم كرده بوديم، بايد اين خودِ گمكردهاى را پيدا كنيم.[٦]
[١]. همان، ج ٩، ص ٢٩٤.
[٢]. همان، ج ١٣، ص ١١٩.
[٣]. همان، ص ٥٣٤.
[٤]. همان، ص ١٩٨.
[٥]. همان، ص ٢٠٦.
[٦]. همان، ص ٢٣١.