انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٨٠
ايشان همچنين قانونگذارى را حق انحصارى خداوند مىداند:
به حكم خرد، احكام هيچكس بر هيچكس نافذ نيست، مگر خداى جهان كه چون همه جهانِ خلقْ مخلوق و مملوك اوست، عقلْ حكم او را بر همه كس نافذ و لازم الاطاعه داند ... پس قانونگذار بهجز خدا نبايد باشد و چون عقل حكم كرد كه قانونگذارى وظيفه خداست، هيچكس چنين وظيفهاى ندارد و حق قانونگذارى هم ندارد.[١]
يكى ديگر از مباحث مهم كلام، معاد و رابطه دنيا و آخرت است كه برپايه آن، دنيا مزرعه آخرت بهشمار مىرود و در واقع ايندو از يكديگر تفكيكناپذيرند. برهمين اساس، حيات دنيوى بايد برپايه حيات جاويدان آخرت سازمان يابد.
بحث نبوت و فلسفه ارسال رسل يكى ديگر از مباحث كلامى است. امامخمينى در همينباب مىگويد:
در حقيقت مهمترين وظيفه انبيا- كه از جانب خدا مبعوث شدند- برقرار كردن يك نظام عادلانه اجتماعى از طريق [اجراى] قوانين و احكام اسلام جهت زمينهسازى براى تربيت انسان الهى است.[٢]
امامخمينى بر اين باور است كه پيامبر و ائمه، ولايت سياسى امت را نيز برعهده داشته و به دنبال تشكيل نظام سياسى بودهاند. به گفته ايشان:
اگر رسولاكرم خلافت را عهدهدار شد، به امر خدا بود. خداى تعالى آن حضرت را خليفه قرار داده است (خليفة الله فى الارض)، نه اينكه به رأى خود حكومت تشكيل دهد و بخواهد رئيس مسلمين شود. همچنين بعد از اينكه احتمال مىرفت اختلافات در امت پديد آيد- چون تازه به اسلام ايمان آورده [و] جديد العهد بودند- خداى تبارك و تعالى از راه وحى، رسولاكرم (ص) را الزام كرد كه فوراً همانجا وسط بيابان امر خلافت را ابلاغ كند. پس رسولاكرم (ص) به حكم قانون و تبعيت از قانون، حضرتامير المؤمنين (ع) را به خلافت تعيين كرد، نه به اين خاطر كه دامادش بود، بلكه چون مأمور و تابع حكم خدا و مجرى فرمان خدا بود.[٣]
[١]. همو، كشف الاسرار، ص ٢٨٨ به بعد.
[٢]. همان، ص ١٨٧.
[٣]. همو، ولايتفقيه، ص ٣٤.